سلامی دوباره
سلام
پیشاپیش عید قربان عید قربانی نفس اماره رو بهتون تبریک میگم
تشکر میکنم از یکی از دوستان وبلاگ نویس (نویسنده وبلاگ پندارها و اندیشه ها ) در قسمت نظرات سوالاتی در
مورد علاقه ام به رفتن زیارت خانه خدا و این که این خواسته ام فقط احساسیه یا دلیل دیگه پشتشه پرسیدند
منم همونجا پاسخ گفتم تو قسمتی از توضیحاتم یاد کتاب حج دکتر افتادم. چند جمله ای ازش نوشتم ولی کامل
یادم نبود. سوال ایشون باعث شد رفتم گشتم تو کتابخونه پدرم و کتاب دکترو پیدا کردم و دوباره یه نگاه کلی
بهش انداختم .متن زیر چند جمله ای از نوشته های دکتر در مورد فلسفه حج در در این کتاب است.
از دور باطل و تکراری زندگی فردی ات، به دعوت ابراهیم، بریدی، به موسم در "میقات" حضور یافتی، به فرمان "کننده وحی" د
ثار زندگی فردی ات را کندی و جامه سپید مرگ بر تن کردی، پا از گلیم خودی ات برداشتی و به سرزمین ایمان - به جهاد – و
بر فرش خدا – به مهمانی – پا نهادی و با دست راست خداوند دست بیعت دادی و در گرداب عشق، فرو رفتی و خود را در
خلق طائف نفی کردی و شسته از غبار زندگی و زدوده از زنگار خود، به "خود" رسیدی و سر از گرداب برآوردی و در
کوهستانهای حیرت و عطش، به جستجوی "آب"، تلاش کردی و آنگاه، از مکه، یکسره، در عرفات هبوط کردی و با "آگاهی" –در
پرتو روشنی آفتاب عرفات- و با "خودآگاهی"، به روشنی پاک "شعور حرام" در حکومت تقیه ی شب، به جمع سلاح پرداختی و
هماهنگ زمان و همگام جمع، از مرز منی بگذشتی و بر صحنه یورش بردی و در نخستین حمله، آخرین پایگاه را در هم
کوبیدی و آنگاه آزاد شدی و سرزمین عشق و ایمان را از حکومت ابلیس رها کردی. به مقام ابراهیمی رسیدی و به قله بلند
"برتر از شهادت" بالا رفتی و در پایان کار، گوسفندی را ضبح کردی.
در پایان عظیم ترین سفر روحانی و بلندترین معراج انسانی و گذر از خطیرترین مهلکه ها و معرکه های خلقت، توحید، ایثار،
جهاد، شهادت و نبرد با ابلیس و فتح سر منزل عشق، به کجا میرسی؟ چه میکنی؟
ذبح، ذبح یک "گوسفند"
چرا ؟ این چه فلسفه ای است؟ چه رازی است؟ مقصود از ذبح گوسفند، در پایان حجی که حکایت تمامی ایمان است چیست؟
من جرات نمیکنم بگویم، برای ما روح مذهبی ما باور کردنی نیست، بگذار خدا خود به این پرسش پاسخ گوید که
"فکلوا منها، واطعموا القانع و المعتر"! تا از آن، خود بخورید و بخورانید مجاهد محتاج و مستمند خاموش را و ستمدیده دادخواه و
معترض را،
یعنی جنگ با فقر ،
ودر پایان راه به لقمه ای – از آنچه خود می خوری – نجات گرسنه ای، یاری ستمدیده ای،
همین!! ....
معلم شهید دکتر علی شریعتی

سلام همه وجودم
خدایا دلم میخواد بهت بگم دوست دارم![]()
دلم تنگه برات یه کاری کن برام فدات شم![]()
![]()
خوش به حال اونایی که الان دعوتشون کردی![]()
میشه منم دعوت کنی خونت![]()
![]()
![]()
گفتم به کجا رفتی ای حاجی بازاری
گفتم به کجا رفتی ای حاجی بازاری
گفتا که به حج رفتم از بابت دینداری
از بهر خدا رفتم تا کعبه او بینم
تکمیل مسلمانیست این حج به خدا آری
گفتم که مسلمانی در حج و زیارت نیست
ایمان تو وقتی هست کین خلق نیازاری
چون می روی ای حاجی از بهر طواف و حج
باید که ز دوش تو از دین بود عاری
دنباله شعر در ادامه مطالب
باز می پرسم از مسئله دوری و عشق
وظهور تو جواب همه مسئله هاست
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااام![]()
من اومدم

وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ