بسم الله الرحمن الرحیم
دلمو میدم به دست باد پاییزی تا همونجور که میون برگها
چنگ انداخته و یکی یکی داره از متعلقات جداشون میکنه
در آغوش عاشقانه اش رها شم از هر چی رنگ تعلق داره 
یه دندون عقلی داشتیم ما که حدود یه ماهی بود بدجوری داشت اذیت می کرد
(البته موقع دراومدنشم همین قدر اذیت کرد
)
و نه تنها خودش که همه ی دندونای پایینی هم دچار درد جانکاه شده بودند
ولی خب ازون جایی که همه چیز در اینجانب تحت تاثیر جامع بود
دندونمونم هم رفت تو لیست همونا و هر چه مامان میگفتن که برو دکتر یه نگاهی بندازه
اصلا و ابدا تو کت ما نمیرفت
خلاصه که هفته قبل بالاخره عزمو جزم کردیمو رفتیم تا دکتر یه معاینه ای از دندونای اینجاب بفرمایند
اونم آقای دکتری که بار اول بود میرفتم پیشش و کلا تریپش به همه چی میخورد جز دندونپزشک
یه نگاهی انداختن و فرمودن که باید بکشیش، به مامانم نگاه کردم تا نظرشو بدونم
و ازونجایی که تا حالا سابقه کشیدن دندون نداشتم رخصتی از دکتر طلب کردم تا فکرامو بکنم
و در چند صدم ثانیه فکرامو کردم
و خلاص، البته نه به این راحتیا یه چند تا آمپول
بی حسی در زوایای مختلف دندون مزبور فرو بردن، و با دو تا انبر کوچک و بزرگ
که صدای بس عجیبی در تماس با دندونم ازش به گوش میرسید
و فشار زیادی
که به لب پایینم وارد میشد این عمل صورت پذیرفت
و آقای دکتر فرمودن که این دندون کمتر از دوسال نیست که اینجوری شده 
و از میزان پوسیدگی مشخصه خیلی وقته که در حال پوسیدگیه
خلاصه اینم از اولین تجربه کشیدن دندون
البته یه دونه پر کردنی هم دارم که هنوز اقدام ننمودم
ولی خیلی خوبه که آدم در لحظه تصمیم
بگیره و بکشه دندونشو چون قبلش دیگه فکرو خیال و استرس
نداره و اینکه هنوزم که هنوزه ازون هفته تا به اکنون که دارم این پست و تایپ میکنم
جای آمپولا و خود دندون درد میکنه
البته من آنتی بیوتیکی که داد رو کامل نخوردم چون به شدت از خوردن قرص گریزونم
اینم از اولین تجربه ی کشیدن دندون
پ. ن: امشب رفتیم زیارت زائرین امام حسین، عمم اینا برگشتن
پ.ن: میخوام پست جامع و سفر شیرازمو ثبت کنم هی تنبلی میکنم
پ.ن: دیشب تو گروه بچه ها از استرسشون برا نمره میگفتن از من خواستن
که زنگ بزنم بپرسم که اعلام شده یا نه ولی راستش جرأت نمیکنم
پ.ن: نمیدونم چرا اصلا تو حال و هوای پروپوزال نیستم حتی به
استاد راهنمامم زنگ نزدم راستش به خاطر نمره ها میترسم
پ.ن: میخوام ورزش پیلاتیس و شروع کنم خیلی تعریفشو شنیدم
فعلا که هر روز میرم پیاد روی تو هوای پاییزی خیلی دوست میدارم
پ.ن: دو قسمت از سریال شهرزادو دیدم قشنگه ، اینو بذاری کنار معمای شاه و کیمیا
دیگه کامل میری تو حال و هوای دوره پهلوی و نخست وزیری مصدق و کودتا
الانم قسمت سومش و گذاشتم تا بعد گذاشتن پست برم ببینم
اینم آهنگش که خیلی دوست میدارم
اینم لینک ویدئوش
این هم یه ویدئوی دیگش
یه پاییز زرد و زمستون سرد و
یه زندون تنگ و یه زخم قشنگ و
غم جمعه عصر و غریبی حصر و
یه دنیا سوالو تو سینم گذاشتی
جهانی دروغ و یه دنیا غروب و
یه درد عمیق و یه تیزی تیغ و
یه قلب مریض و یه آه غلیظ و
یه دنیا محالو تو سینم گذاشتی
رفیقم کجایی؟ دقیقا کجایی؟
کجایی تو بی من، تو بی من کجایی؟
یه دنیا غریبم
کجایی عزیزم
بیا تا چشامو تو چشمات بریزم
نگو دل بریدی خدایی نکرده
ببین خواب چشمات با چشمام چه کرده
همه جا رو گشتم
کجایی عزیزم
بیا تا رگامو تو خونت بریزم
بیا روتو رو کن
منو زیر و رو کن
بیا زخمامو یه جوری رفو کن
عزیزم کجایی؟
دقیقا کجایی؟
کجایی تو بی من، تو بی من کجایی؟