توکی
بسم الله الرحمن الرحیم

ایشون جنابِ "توکی" هستن محصول مشترک خاله و علیرضا
با نازلترین امکانات ساخته شدن
قراره بعدا بشه جزء خاطرات کودکیش
دیروز به دنیا اومده
علی و نمیدونم ولی من خیلی دوسش دارم 
وای الان که این پست و میذارم کنار تراس نشستم
یه باد خنک از سمت کوه میخوره تو صورتم و داره با روح و روانم بازی میکنه
اگه یه لیوان چای با شیرینیم بود دیگه چیزی کم نبود اما حیف که جزء رژیمم نیست

الکی مثلا من یه روزه رژیم دارم

هفته قبل با علی جون اینا رفتم چمخاله
آب دریا آرومه آروم
کلی از آرامشش انرژی گرفتم انرژی منفیا رو هم روونه ی آب کردم
خداروشکر اون یه مدل شنا هم که بلد بودم هنوز یادم بود
بچمون کلی شن بازی کرد

شب تو شهربازی ساحل به یاد بچگیا با علی جونم ازینا نشستیم

سرعتش بد نبود حس فرمول یک بهم دست داد
علی با مامانش نشست منم تنهایی باباشم ازمون فیلم میگرفت
ماشین اونا گیر کرده بود بعد من هی میرفتم دور میزدم باز میرسیدم بهشون
با خنده از کنارشون رد میشدم، علی هم داد میزد من میخوام با خاله بشینم
پنجشنبه هم رفتیم لاهیجان گشتیم دسته سلفی خریدیم
کلی عکس سلفی گرفتم با علی 
شب هم با خواهرم اینا اومدم نوشهر، علی جونم بسیار ذوق کرده بود
که منم همراهشون میام خونشون
تو راه نوشهر علی پیشنهاد داد بریم اینجا
قبلا رفته بود نه به خاطر غذا به خاطر اجرای زنده اش میگفت
جالب بود گارسوناش لباس ملوانی پوشیده بودن
موسیقی زنده و آهنگهای قدیمی و دیدن اتفاقی یه دوست خاطره شد
شنبه بالاخره بعد دو ماه نوبت مشاور ه ی تغذیه امون شد
با خواهرم رفتیم و خانم مشاور هم این جزوه 20صفحه ای رژیم و داد بهمون
فقط خوندنش چند روز طول میکشه
چندین صفحه اش رفتار درمانیه

دیگه کم کردنِ ماهی 4 کیلو رفت در رأسِ اهداف چند ماه آینده
چون ایشون فرمودن با فکر رژیم پاشو
با فکر رژیم بخواب
با فکر رژیم زندگی کن
اینِ که باید بگم : خداحافظ عشقم
خداحافظ آشپزی
و سلام وزن ایده آل
جالبه آدم وقتی رژیمو شروع میکنه بیشتر ازین که به چیزی که نباید بخوره فکر کنه
فکرش مشغول چیزاییه که میتونه بخوره 
بعد مشاوره هم رفتیم خونه ی عمه جانم (مادرشوهر خواهرم)
خونشون ویلاییه با یه حیاط باصفا پر از گل و درخت
دو تا جوجه خروسای علیرضا هم که ازین جوجه رنگیا بودن و بزرگ شدن
برا خودشون تو حیاط جولون میدادن
جاتون خالی محمد آقا کلی ازون انجیرای پست قبل که من عاشقشونم برامون چید خوردیم
دیگه اینکه اینروزا کم و بیش میخونم برای جامع ولی هنوز ننشستم پای پروپوزالم
امروزم که میلاد خانم فاطمه معصومه بود
مبارک باشه به همه
گل دخترای سرزمینم و همچنین بانوان امروز دخترای دیروز
انشالله هممون در طول زندگی از کرامات بانوی مهر و پاکی برخوردار باشیم
که وجود ایشون و برادر بزرگوارشون چه خوب نعمتیه در سرزمینمون
کاش بشه و توفیق داشته باشیم قدر بدونیم







وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ