بسم الله الرحمن الرحیم 

سکانس ۱: دیشب  ب طور اتفاقی خبر تمدید ریاست یکی از مقامات رو در اخبار شنیدم  

و فکر کردم به به چ تجربه  گراییم ما الان سالیان ساله ک برخی صندلی های خاصمون  رو فقط 

 یک انسان با یک نوع فکر و صد البته بسی با تجربه اشغال کردن و چقدرم  

ما ب این تجربه ها و فکرهای ناب نیازمندیم و اصلا هم با این مدل تفکر ب در بسته نخوردیم!!!
 

سکانس۲: خواهرم طبق معمول این روزها  پیام جاماندگان و حق التدریس هایی رو 

 از گروه تلگرامشون میفرسته که سالیان ساله بدون حقوق یا با حقوق اندک در مدارس مشغولند  

در حالی ک با وجود کمبودمعلم  نهادهای مسوول حاضر به جذبشون نیستند و میگن باید  

دوباره با آزمون جذب بشن و جالبه که اینها چند  ساله در حال تدریسند و معلوم نیست  

تو این چند سال چجوری ب سوادشون اعتماد شده!!!بیشتر دلم برای آقایونشون 

 میگیره ک حقوق معلمی چیه که الان چند ماهه ب خاطر همون چندرغاز داره 

 با اعصابشون بازی میشه
 

سکانس ۳: با یکی از دوستانم در ینگه دنیا تو تلگرام چت میکنم،  

ناراحته از گره ای که در کارای اقامتش افتاده، و همین باعث میشه زخم کهنه دلش سرباز کنه ... 

قلبم فشرده میشه از رفتنش از استعدادی ک از دست این مملکت رفت،  

از انتخاب اجباری ک ب خاطر احترام قایل نشدن ب فکر و استعداد نو و جوانی 

 مثل اون باید داشته باشه، ب هزاران فکر تازه که میتونه دنیا رو تکون بده و  

سهم داره از خاکش اما خب باید بره چون صندلی ها پره ما ب باتجربه ها نیاز داریم  

مملکتمون فقیره !بودجه ای نیست ک خرج اون بشه، از کجا بیارن؟!  

وقتی امثال تتلوها هستند ب نخبه و استعداد و فکر نو چه احتیاجی هست!!! 

قلبم فشرده میشه برای دوستم و برای اون پسر  نخبه ای  که الان چند ساله ازدواج کرده 

 ولی توان مالیشو نداره زن و زندگیش رو از خوابگاه دانشجویی ب یک خونه زندگی آبرومند  

انتقال بده حتی نتونسته ی مراسم ازدواج ساده هم به عنوان جشن برگزار کنه!  

قلبم میگیره از این همه فارغ التحصیلی ک فکری به حالشون نمیشه،  

قلبم میگیره وقتی ازم ‌میخوان ک یک ورقه خالی و بهش نمره قبولی بدم  

ک کرور کرور آدم پرتوقع ب اسم تحصیل کرده از دانشگاه بیرون بیاد، 

 قلبم میگیره ازین همه تناقضات و بی نظمی و بی عدالتی، 

از نظام آموزشی که بهترین دوره زندگی و با سیستم ناکارامدش تلف میکنه،  

چون قرار نیست ی فکر نو بیاد  تغییر ایجاد کنه،  صندلی ها پره، 

 قلبم میگیره از  این ازدست دادن استعداد و قدر ندونستن ها و بیتفاوتی ها و بی برنامگی ها....  

قلبم میگیره برای جوونای مملکتم، اون معلم بی حقوق،  برای ..... 

 

برم ی کاری برای قلبم بکنم این حجم از  اندوه براش  زیاده  

پ.ن: دوستان و همراهان این خونه ی مجازی  راستش فرصتم برای  

سر زدن ب اینجا خیلی کمه

اینستا رو چون در دسترس تر و مختصرو مفید تره فعلا ترجیح میدم 

nnarjes1985   

پ.ن:ظاهرا بلاگفا بازم زحمت کشیده اینجا رو کن فیکون کرده 

 شدیدا التماس دعا