مرا هزار امید است و هر هزار تویی/شروع شادی و پایان انتظار تویی

بسم الله الرحمن الرحیم 

 

میدانی خدا جان ؟ 

 

  

هر بار که به داستان حضرت موسی و خضر نبی میرسم پایم سست می شود...   

  

موسی بارها و بارها به خضر گفت: چرا چنین و چنان  کردی      

 و خضر هربار او را به صبر دعوت کرد...      

تا اینکه دیگر طاقت خضر به سرآمد و گفت:      

(هذا فراق بینی و بینک: اینک جدایی من و تو فرا رسیده است)    

  

و بعد یکی یکی برای موسی شرح داد دلیل تمام اتفاقاتی را که به نظر او عجیب بود و تلخ ... 

    

و من این روزها چقدر به حال حضرت موسی در آن لحظات فکر میکنم..   

 

 

چقدر این داستان شبیه قصه ی هر روزه ی زندگی ماست...   

 

چه اتفاقاتی که تو با علم و حکمت خود برایمان در نظر گرفتی و ما خوشایندمان نیست ...  

  

و دائم برای تو "چرا" می آوریم؟ چرا چنین شد؟ چرا چنان شد؟   

 

و تو بارها و بارها در کلام نورانی ات ما را به صبر فراخوانده ای   

  

صبر برای رسیدن به روزی که یا در همین دنیا حکمت کارهای تو را بغهمیم یا در روز حساب ...    

 

راستی خدایا! اگر دلیل تمام اتفاقات را می دانستیم و بعد راضی به رضای تو می شدیم،     

 

باز هم ارزشی داشت؟   

 

حال و روز موسی را نمی فهمم اما خدایا این را می دانم که اگر روزی تو به من بگویی:  

  

هذا فراق بینی و بینک دیوانه می شوم ...    

من بدون تو می میرم...   

 

خدایا مرا صبور کن...  

 

 

 

دیالوگ شهرزاد نوشت: آذر به فرهاد:   

 

جدا افتادن از کسی که دوستش داری، جهنمی بزرگتر از این تو زندگی نیست

  

ادامه نوشته

مهربون تولدت مبارک

بسم الله الرحمن الرحیم   

دی ماه تولد یه گل مهربونه

  

شب میلاد تو ای دوست برای دل من  

 

شب میلاد همه خوبی هاست 

  


آسمان می خندد  

 


از برایم انگار  

 


اختران از دل تاریکی ها 

  


روشنی می بارند
 


مهر و آیینه و آب با تبسم به دلم می گویند 

  


شادی ات کو ای دوست؟  

 

شب میلاد همه خوبی هاست ...  

 

دامن افکارم   


پر گل های خیال تو شده است  

 


تک تک گلها را  

 


یک به یک می بوسم  

  


و به دل می دوزم 

 


گرچه دستم خالیست  

  


دلی از عاطفه لبریز و پر از عطر امید   

 توشه ی راهت باد ...    

 

خانم دکتر مهربون تولدت مبارک     

 

شرمنده ام که تبریکم با تاخیره   

 

ان شاءالله همواره موفق و خوشبخت باشی  

 

پ.ن: موقع نوشتن پست تبریک تولد خانم دکتر 

   

بیانیه اجرای برجام هم به طور مستقیم از تی وی پخش شد،  

 

دکتر نهاوندیان که مهمون برنامه ی نگاه یک بود  

 

موقع صحبت بغض کرده بود و اشک تو چشماش جمع شده بود 

 

تبریک به همگی ایشالله راهگشای ملتمون باشه

 

 

 

آن که بی باده کند جان مرا مست کجاست؟

 بسم الله الرحمن الرحیم  

  

  اسير مانده ايم در بهانه هاي پاپتي 

  

و ميله هاي آهنين و عشق هاي ساعتي 

  

حوالي نگاهمان دوباره صف کشيده است 

 

 
صداي تيک  تاک غم , شماره هاي صنعتي !   

امان از اشتباه هاي نا تماممان , همان   


تفاخر هميشگي به هيچ هاي قيمتي ! 

  

ميان قرن حادثه کجاست اتفاق عشق   


نمانده در تسلط همان هبوط لعنتي ؟!   

کسي نيامد از تبار انتظارمان ببين 

 

 
که مانده ايم سخت در هجوم بي لياقتي
!


 

حضرت محمد (ص) :

مهدى از ميان امت من برخاسته شود مدت سلطنت او هفت يا هشت  

 يا نه سال مى باشد ، همه طبقات امت من در زمان ظهور او چنان در رفاه   

زندگى نمايند كه قبل از وى هيچ بّر و فاجرى بدان نرسيده باشند،  

 آسمان باران رحمت خود را بر آنان مى بارد و زمين از روئيدنيهاى خود چيزى  

 فرو گذار نمى كند.  

امام صادق(ع):

اهل آسمان و زمین بوسیله ی ظهور او خوشحال می شوند. 

پرندگان هوا و ماهیان دریا نیز با ظهور او شادی می کنند.   

 

آهنگ زیارت  سامی یوسف در مورد امام رضا 

 

 

ادامه نوشته

من و سفر یه هویی

بسم الله الرحمن الرحیم  

 

همینجوری یه هویی دارم میرم سفر  فعلا تا بعد

 

 

منِ نامهربون

بسم الله الرحمن الرحیم

ادامه نوشته

عشقولانه

بسم الله الرحمن الرحیم 

 

 

 در چهل سالگی هم که باشی 

 
طنین صدای کسی که 

 
تو را به "نام کوچکت" 
 

بخواند و 
 

 پشت هر بار که صدایت می‌کند
 

"عزیزم"  


بگذارد  


می‌تواند عاشق‌ات کند. 


و تو  


بعد از تمام شدن حرفهایش 


دختربچه‌ی هجده ساله‌ای می‌شوی  


که دوست دارد 
 

بال در بیاورد  


از شوقِ عاشقی.
 

در چهل سالگی هم که باشی 

 
می‌شود آن‌قدر عاشقی‌ات 
 

پرهیجان باشد که 


خاطره‌ی گرفتن دست گرم مردانه‌اش را  


در سرمای زمستان 
 

روزی چند بار به تکرار بنشینی 
 

و نقطه‌ی اوج این خاطره‌ات 

 
بستن گره روسری ات باشد 
 

با دست‌های او  


وقتی ناگهان  


با پوست صورتت برخورد می‌کند 


و ابروهای پیچ‌خورده‌ات را 
 

صاف می‌کند. 


در چهل سالگی هم که باشی  


می‌توانی بدوزی  


دکمه‌ای را که  


از رویِ پیراهنِ آبیِ یقه‌سپیدِ مردانه‌ای 
 

افتاده است 
 

روی زمینِ یخ‌زده‌ی تنهایی‌اش.
 

در چهل سالگی هم که باشی 
 

آن جوانه‌ی کوچکِ روئیده در جانت  


می‌تواند قد بکشد  


و تو را سبز کند. 


آن وقت در همان چهل سالگی 

 
نمی‌توانی آن ذوق‌زدگی شفاف چشم‌هایت 

 
یا آن رنگ‌پریدگیِ ناشی از دلشوره‌هایِ نیامدنش را 
 

 لرزش صدایت را  


جوان شدن صورتت را 
 

 پنهان کنی در پشت چهل سالگی‌ات. 


تو در چهل سالگی 
 

به بلوغ عاشقی می‌رسی.
 

درست مثل دخترهای هجده ساله 


با گونه‌هایی سرخ‌شده  


به خاطر اولین بوسه‌ی 

 
نشسته بر پیشانی   

شبنم نادری 

  

پ.ن: بنظرم شعر زیبایی اومد ، از پست یه وبلاگ برداشتم، 

 

 به آهنگ وبلاگم خیلی میاد  

   

پ.ن: دلم میخواست دوباره این  http://narsius.blogfa.com/post-256.aspx  

پست وبلاگ و آپ کنم  

پ.ن: فردا اولین روز سال 2016 است، میتونه مبدأ خوبی باشه 

 

برای خیلی از تصمیمات خوب و  تازه، به امید اینکه

  

سالی باشه پر از اتفاقات عالی

پیام آور عشق

بسم الله الرحمن الرحیم    

 

 

 ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم 



وز هر چه گفته اند و شنیدیم و خوانده ایم 



مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر 



ما همچنان در اول وصف تو مانده ایم 

 

*****  

  

میلاد پیام آور اخلاق، حضرت عشق و مهربانی

 

محمد مصطفی (ص) 

 

بر شما دوستان عزیزم مبارک باشه! 

 

ان شاءالله همگی از الطاف رحمت للعالمین 

 

 چه در دنیا چه در آخرت بیشترین بهره رو ببریم  

 

میلاد امام خوبیها 

 

آقا امام جعفر صادق رئیس مذهب شیعه رو هم تبریک میگم  

 

ان شاءالله رهرو واقعی راه اون حضرت باشیم 

 

 *****  

 

ماجرای عیدی امام رضاجونم   

 

" معجزه ی برگشت صدای غلامرضا صنعتگر"  

 

رواز لینک زیر بخونید  

 

http://www.persianv.com/view/319587.php   

 امام رضا جان جانانم  

 

منم از شما یه عالمه عیدی میخوام 

 

 

  

 وقتی تمام منظره ها سایه روشنند/هیچ عاشقانه ای به تفأل نمی برد

بسم الله الرحمن الرحیم    

 

زل میزنم به اینهمه یلدای ناتمام 
 

حل میشوم تمام تو را توی هیچکس 
 

حافظ دوباره گفته نمی آیی بی دلیل 
 

بغضی شکسته تر شده حالا نفس ... نفس ...

ادامه نوشته