خدارو شکر

بسم الله الرحمن الرحیم    

 

از درد کهنه ای که مداوا نمیشود 

 

یا میشود گلایه کنم یا نمیشود

 

اینک سلام حضرت عیسی تر از مسیح 

 

لطفت نگو که شامل ماها نمیشود

 

ای من فدای پنجره فولاد چشمهات 

از بغض من چرا گرهی وا نمیشود؟

 

یوسف ترین عزیز ! مرا تا خودت بخوان 

هرچند این غریبه زلیخا نمیشود

 

امضا:کسی که با همه ی ریز نقشی اش 

در بیکران چشم شما جا نمیشود

 

مریم اخوان طاهری 

 

خب به جز شکر خدا چی دارم که بگم ؟؟؟ 

 

خدارو هزاران بار شکر

 

اوس کریم بازم برای هدیه تولدم سنگ تمام گذاشت   

 

من هدیه تولدم رو از خدا و آقا رسوالله گرفتم...

 

درست تو همون روزای مبعث پیامبر و تولدم  بود  که اسم من باز هم

 

به عنوان زائران حرم عشقم امام رضا تو ماه شعبان نوشته شد  

  

سال 94 تو اردیبهشت و ماه رجب بود که رفتم   

 

پارسال مبعث رو  حرم بودم و امسال براتش رو در مبعث گرفتم

 

 پارسالم به طرز معجزه آسایی دعوت شده بودم در حالی که به ذهنمم نمیرسید

 

اینم شرح و حالش  

http://narsius.blogfa.com/post-325.aspx

 

  

امسال هم اصلا تو برنامم نبود  

 

و حتی فکرشم نمیکردم با گذشت یه سال دوباره قسمتم بشه

  

و یک بار دیگه توفیق زیارت امام عزیزم رو پیدا  کنم   

 

 

پ.ن: فردا با پرواز ساعت 6 عصرِ  رشت -مشهد  راهی مشهدالرضاییم 

 

حتما به یادتونم

 

نائب الزیاره و دعاگوی همه ی عزیزان هستم  

 

   پ.ن: باز من و خیابون امام رضا و صحن و سرای حرم  و یه حس فوق العاده  

 

امام رضا جان جانانم عاشقتم     

  خیلی دلم براتون  تنگ شده  دلم میخواد بال دربیارم

     

لطفا دعا کنید زیارتم دلی و معرفتی و سرشار از حظ معنوی باشه  

«اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین»   

 «بِسْمِ اللّهِ  لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ » 

 

همینجوری یه هویی

بسم الله الرحمن الرحیم 

در حالی که اهالیِِ جنوب شرق آسیا از گرمای زیاد نمیتوانند روی آسفالت خیابان 

 

 قدم بگذارند چرا که کفششان به کف خیابان می چسبد و 

 

گویا ناهار حاضری با طبخ ِتخم مرغ روی کاپوت اتومبیلشان میل میکنند 

 

من همین الان یه هویی از سرما لرزشی بر تنم افتاد  بس دیدنی 

 

و جلدی برخاسته و پنجره  ها  را بستم  

 

و بعید نیست یکی از سیستم های گرمایشی را هم راه  بیندازم 


خب باید بگم حیفم اومد که هنر عکاسی حرفه ایم رو  

 

از اولین محصول امسال حیاط پشتی دریغ کنم  

 

   

 


 دایی های عزیزم هر سال برای ادای نذر نیمه شعبان که یک عدد  

 

گوسفند به مسجد محل پدربزرگم جهت پخت آبگوشت در شب نیمه شعبانه  

 

از تهران میان ، دیگه ما برای دیدنشون جمعه ناهار خونه مادربزرگه بودیم  

 

 کلی باهاشون خوش گذشت  

  

هر دو تاشون جوونند البته بچه هاشون ماشالله بزرگند طوری که   

 

فکر میکنی داییم و پسرش برادرند (دایی ها در سن کم ازدواج کردند )

 

با هم از محصولات باغ چیدیم و بسی از طراوت باران بهاری لذت بردیم    

 

این هم عکسای حیاط خونه ی مادربزرگه

 

    

   

  

  

  

   

 

 

   

 

  

  

  

  

 

 

 

پ.ن: زیر نم نم باران در هوای فوق العاده بهاری، هی  این مدلی  از خود 

 

 خویش انداز انداختیم و هی از مناظر  زمینه ی عکسمان لذت بردیم

السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ

بیا که رایت منصور پادشاه رسید             نوید فتح و بشارت به مهر و ماه رسید

جمال بخت ز روی ظفر نقاب انداخت             کمال عدل به فریاد داد خواه رسید

سپهر دور خوش اکنون زند که ماه آمد              جهان به کام اکنون رسد که شاه رسید

ز قاطعان طریق این زمان شوند ایمن              قوافل دل و دانش که مرد راه رسید

عزیز مصر بر غم برادران غیور              ز قعر چاه بر آمد به اوج ماه رسید

کجاست صوفی دجال چشم ملحد شکل              بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید

صبا بگو که چها بر سرم در این غم عشق              ز آتش دل سوزان و برق آه رسید

ز شوق روی تو جانا بر این اسیر فراق              همان رسید کز آتش به برگ کاه رسید

مرو بخواب که حافظ ببارگاه قبول              ز ورد نیم شب و درس صبحگاه رسید 

 حافظ  

 

 

آقا جان نمیدانم که چگونه شد از تو عبور کردیم 

 

زرق و برق دنیا چشممان را گرفت و یادمان رفت زیباترین تصویر، سیمای زیبای شماست 

 

در پی عشق و احساس زودگذر دویدیم و یادمان  رفت حال و هوای عشق تو بهترین حس و حال هاست  

 

آقا جان من امیدوارم  

 

امید  دارم که در زمان حیات من و هم نسلانم بانگ أناالمهدی ات از کعبه برآید 

 

من امید دارم که آن روز کور و کر  دنیا و لذات آن نبوده  

 

طنین دل نواز صدایت را با گوش جان بشنوم

 

و آنگاه سبکبال در کوچه های عشق تو پرواز کنم و خویش را به معشوقم برسانم 

 

 ودر امن ترین جای دنیا، آغوش پر مهرت  جای گیرم و سر به دامان محبتت نهم 

 

عطر وجودت را استشمام کنم و لبریز شوم از رایحه ی بهشتیت 

 

من امید دارم در آغوش تو جایی برای آ ن ها که در راه انتظار اهمال نمودندهم داری 

 

تو مهربانتر از آنی که آتش خشمت را شامل حال کسانی کنی که در غیبتت  

 

غفلت کرده و قدر وجودت را فراموش کردند من هر چه از تو شنیدم جز نیکی نبوده 

 

مگر نه اینکه تو حجت خدا در زمینی 

 

آری آری تو نشان از مهر و محبت پروردگارم داری  

 

توآخرین حجت خدا بر زمینی، یعنی تتمه ی صفات عالی که می تواند در یک انسان وجود داشته باشد 

 

نیکو ترین وامدار صفات والای الهی   

 

هرگز به تو اندیشه ای جز این ندارم 

 

آقا جان   در این کوره راه هایی که برای خویش ساختیم   

 

از تو عبور کردیم ، 

 

 آقا جان ما را دریاب و تو از ما عبور نکن

 

 پ.ن: آقا جان جانانم میخوام براتون  یه خاطره رو مرور کنم  

 

 من قرار نبوده شب میلاد شما چشم به این دنیا باز کنم  

راستش اصلا قرار نبوده به دنیا بیام، تصمیمی برای تولد من گرفته نشده بود 

 

خدا من و ناخواسته به فاصله ی یک سال از تولد خواهرم  به پدر و مادرم داد

 

اون هم در شبی که اصلا موعِد به دنیا اومدنم نبوده و قرار بوده چند شب 

 

بعدش نشانه اومدنم رو با درد زایمان نشونِ مادرم بدم 

 

نمیدونم اسمشو چی بذارم 

  

ولی فقط اینو میدونم که این یه توفیقیه که خیلی وقتها وجودش رو یادم میره 

 

فقط اینو میدونم که خدا عنایت خاصی بهم داشته که خواسته 

  

اذان صبح نیمه شعبان درست زمان میلاد مولایم چشمم رو به جهان روشن کنه  

 

و اسم مادر نازنین شما رو برام انتخاب کنند

 

کاش همیشه تو هر لحظه و زمان و ثانیه یادم بمونه این عنایت پروردگار رو  

 

و خیلی  بیشتر و بهتر  و بهتر مراقب حس و حالم باشم  

 

میدونم شما به من و ما نزدیکی کاش خودم باعث دوری نباشم  

 

میلادِ جان جانان ، عشقِ بی پایان، مهرِتابان،  

 

یار ِضعیفان، سرور ِخوبان، امام دوازدهم شیعیان

 

مولایم امام  زمان  (عج)

 

بر همه ی محبان حضرتش مبارک

 

از ته قلبم آرزو میکنم همگی از عنایات اون حضرت در لحظه به  لحظه  

 

زندگیمون برخوردار بشیم و امام زمان هیچگاه دست مار ول نکنه 

 

آمین یا رب العالمین  

 

پ.ن: به قول مهران مدیری تو دور همی  

یه گروه نادری هم هستند که سه تا تاریخ تولد دارن اون هم به فاصله  

بسیار نزدیک   این موجودات نادر برای هر سه تا تولدشون هم منتظر هدیه هستن

  

بی صبرانه منتظر اون سالی هستم یا بهتره بگم هستند  

 

که تاریخ تولد شمسی و قمریم یکی بشه  

  

پ. ن : اینجور که بوش میاد قراره خدا برای این تولدم هم سنگ تموم بذاره    

گفته بودم که که ما  رومون زیاده تو تولدا به جای هدیه دادن هدیه میگیریم

  

تولد همه ی نرجس خانما مبارک باشه  

 

به ویژه نرجس خاتون مهربون همراه وبلاگ گل ترگس