بیا که رایت منصور پادشاه رسید نوید فتح و بشارت به مهر و ماه رسید
جمال بخت ز روی ظفر نقاب انداخت کمال عدل به فریاد داد خواه رسید
سپهر دور خوش اکنون زند که ماه آمد جهان به کام اکنون رسد که شاه رسید
ز قاطعان طریق این زمان شوند ایمن قوافل دل و دانش که مرد راه رسید
عزیز مصر بر غم برادران غیور ز قعر چاه بر آمد به اوج ماه رسید
کجاست صوفی دجال چشم ملحد شکل بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید
صبا بگو که چها بر سرم در این غم عشق ز آتش دل سوزان و برق آه رسید
ز شوق روی تو جانا بر این اسیر فراق همان رسید کز آتش به برگ کاه رسید
مرو بخواب که حافظ ببارگاه قبول ز ورد نیم شب و درس صبحگاه رسید
حافظ

آقا جان نمیدانم که چگونه شد از تو عبور کردیم
زرق و برق دنیا چشممان را گرفت و یادمان رفت زیباترین تصویر، سیمای زیبای شماست
در پی عشق و احساس زودگذر دویدیم و یادمان رفت حال و هوای عشق تو بهترین حس و حال هاست
آقا جان من امیدوارم

امید دارم که در زمان حیات من و هم نسلانم بانگ أناالمهدی ات از کعبه برآید
من امید دارم که آن روز کور و کر دنیا و لذات آن نبوده
طنین دل نواز صدایت را با گوش جان بشنوم
و آنگاه سبکبال در کوچه های عشق تو پرواز کنم و خویش را به معشوقم برسانم
ودر امن ترین جای دنیا، آغوش پر مهرت جای گیرم و سر به دامان محبتت نهم
عطر وجودت را استشمام کنم و لبریز شوم از رایحه ی بهشتیت
من امید دارم در آغوش تو جایی برای آ ن ها که در راه انتظار اهمال نمودندهم داری
تو مهربانتر از آنی که آتش خشمت را شامل حال کسانی کنی که در غیبتت
غفلت کرده و قدر وجودت را فراموش کردند من هر چه از تو شنیدم جز نیکی نبوده
مگر نه اینکه تو حجت خدا در زمینی
آری آری تو نشان از مهر و محبت پروردگارم داری
توآخرین حجت خدا بر زمینی، یعنی تتمه ی صفات عالی که می تواند در یک انسان وجود داشته باشد
نیکو ترین وامدار صفات والای الهی
هرگز به تو اندیشه ای جز این ندارم
آقا جان در این کوره راه هایی که برای خویش ساختیم
از تو عبور کردیم ،
آقا جان ما را دریاب و تو از ما عبور نکن
پ.ن: آقا جان جانانم
میخوام براتون یه خاطره رو مرور کنم
من قرار نبوده شب میلاد شما چشم به این دنیا باز کنم
راستش اصلا قرار نبوده به دنیا بیام، تصمیمی برای تولد من گرفته نشده بود
خدا من و ناخواسته به فاصله ی یک سال از تولد خواهرم به پدر و مادرم داد
اون هم در شبی که اصلا موعِد به دنیا اومدنم نبوده و قرار بوده چند شب
بعدش نشانه اومدنم رو با درد زایمان نشونِ مادرم بدم
نمیدونم اسمشو چی بذارم
ولی فقط اینو میدونم که این یه توفیقیه که خیلی وقتها وجودش رو یادم میره
فقط اینو میدونم که خدا عنایت خاصی بهم داشته که خواسته
اذان صبح نیمه شعبان درست زمان میلاد مولایم چشمم رو به جهان روشن کنه
و اسم مادر نازنین شما رو برام انتخاب کنند
کاش همیشه تو هر لحظه و زمان و ثانیه یادم بمونه این عنایت پروردگار رو
و خیلی بیشتر و بهتر و بهتر مراقب حس و حالم باشم
میدونم شما به من و ما نزدیکی کاش خودم باعث دوری نباشم
میلادِ جان جانان ، عشقِ بی پایان، مهرِتابان،
یار ِضعیفان، سرور ِخوبان، امام دوازدهم شیعیان
مولایم امام زمان (عج)
بر همه ی محبان حضرتش مبارک
از ته قلبم آرزو میکنم همگی از عنایات اون حضرت در لحظه به لحظه
زندگیمون برخوردار بشیم و امام زمان هیچگاه دست مار ول نکنه
آمین یا رب العالمین
پ.ن: به قول مهران مدیری تو دور همی
یه گروه نادری هم هستند که سه تا تاریخ تولد دارن اون هم به فاصله
بسیار نزدیک
این موجودات نادر برای هر سه تا تولدشون هم منتظر هدیه هستن
بی صبرانه منتظر اون سالی هستم یا بهتره بگم هستند 
که تاریخ تولد شمسی و قمریم یکی بشه
پ. ن : اینجور که بوش میاد قراره خدا برای این تولدم هم سنگ تموم بذاره 
گفته بودم که که ما رومون زیاده تو تولدا به جای هدیه دادن هدیه میگیریم

تولد همه ی نرجس خانما مبارک باشه
به ویژه نرجس خاتون مهربون همراه وبلاگ گل ترگس