سم الله الرحمن الرحیم
وقتی برای لحظاتی حتی به دروغ و حتی به وهم و خیال حسش در وجودت جوشش میکنه،
وطعم شیرینشو تا عمق جانت حس میکنی
وقتی با همون سرعتی که اومد ناپدید بشه و تو تن بدی به خماری نبودنش

وقتی مجبور بشی به خودت بقبولونی که وجودت اونقدر مقدس نیست
که این حس پاک توش موندگار بشه
و تو محکومی که گاه و بیگاه ازش خداحافظی کنی و به شب گریه ها بسنده کنی
یه هو یادت میفته که ای دل غافل!
چققققددددر این حس رو در وجودت کمش داری !
و چقدر به بودنش محتاجی!
حسی که شاید به ظاهر و در منظر اطرافیان خواستنش رو انکار کنی
و تو همه ی سالهای جوونیت یه آدم کم هیجان جلوه کنی
در حالی که همیشه و همه جا خود سانسوری کردی
تا مبادا کسی به راز خواستن بی منتهای این حس در قلبت پی ببره
اما این فقط خودت هستی که از دلت خبر داری
*****
وقتی گزیده داستانهای عاشقانه شکسپیر که در کودکی خواندی
از به یاد ماندنیترین و بهترین کتابهای دوران عمرت بشه
*****
وقتی عروسک بازی های بی شمار بچگیات که حاضر نبودی کسی بیادو
از نزدیک نظاره گرش باشه بازسازی یک درام عاشقانست اونم با بازی اندک بازیگران عروسکی
که تعدادشون به زحمت به دو عدد میرسید و مجبور بودی به جاش از مجسمه های شمای انسان
کمک بگیری
*****
وقتی قشنگترین کارتونی که از دوران نوجوانیت در ذهن داری بابا لنگ دراز و
عشق مثال زدنی اون و جودی بوده
*****
وقتی موضوع اولین سمینارت در دوره ارشد "جایگاه عشق در مغزه"
*****
باید اعتراف کنی که
خسته ای از رفتنش
خسته ای از نبودنش
حتی خسته ای از تظاهر به نخواستنش
و اعتراف کنی که...
بی عشق زندگی سخته
بی عشق زندگی تلخه
و بی عشق زندگی ، زندگی نیست مردگیست
کاش!
کاش زودتر، تا آخر عمرم برگرده به وجودم!
مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی | | پر کن قدح که بی می مجلس ندارد آبی |
وصف رخ چو ماهش در پرده راست ناید | | مطرب بزن نوایی ساقی بده شرابی |
شد حلقه قامت من تا بعد از این رقیبت | | زین در دگر نراند ما را به هیچ بابی |
در انتظار رویت ما و امیدواری | | در عشوه وصالت ما و خیال و خوابی |
مخمور آن دو چشمم آیا کجاست جامی | | بیمار آن دو لعلم آخر کم از جوابی |
حافظ چه مینهی دل تو در خیال خوبان | | کی تشنه سیر گردد از لمعه سرابی |
پ.ن: یکی از کاندداهایی که نظرم بهش معطوف بود امروز به نفع یکی دیگه استعفا داد
به نظرم آدم مخلصی میومد حالا موندم بین دو انتخاب
یکی اونی که کاندیدای مزبور به نفعش کنار رفت
و یکی اونی که از جناح مقابل کاندیدای مزبوره اما بین بقیه افراد جناح مقابل
به نسبت متعادل تر به نظر میرسه
پ.ن: فکر کنم متوجه شدین تو پی نوشت بالا موضوع از چه قراره؟
بنده سعی کردم مراتب اصول مخفی بودن رای رو رعایت کنم
که خدای نکرده پی نوشتمون جنبه تبلیغاتی نداشته باشه
پ.ن: آهنگ وبمو از جناب مختاباد به جناب یگانه تغییرش دادم ،غمگنانست
بعدا نوشت: امروز که با خواهرم میرفتیم بیرون به شوخی بهش گفتم قبل اینکه بریم
بذار یه سری قفل و کلید بردارم ، از خودم آویزون کنم
اون مانتومم که توپ توپای بنفش داره تنم کنم ، میخوام شور انتخاباتی به پا کنم
نتیجه اصلا مهم نیست من یه وظیفه ای دارم و اونم انتخاب فرد اصلح از نظرخودمه
که به عشق وطنم انجامش میدم
یادش به خیر ۴سال پیش تو خوابگاه با بچه ها چه شورو هیجانی داشتیم
البته بیشترشون محافظه کارانه عمل میکردن ، ولی من هرگز نتونستم توزندگیم
محافظه کار باشم و این خیلی به ضررم بوده امالااقل میتونم بگم
اعتقادات و افکار خودمو دارم ومحکم پاشون می ایستم البته معنیش این نیست که انعطاف ناپذیرم
اگه حقانیت چیزی برام مشخص بشه حتما میپذیرم