
عیدتون مبارک
نماز روزه هاتون قبول
پیروزیتون بر نفس اماره به کامتون

رمضان میرودو میبرد از کف دل ما
آنکه یک ماه صفا یافت ازو محفل ما رمضان عقده گشا بود گنه کاران را
وای اگر او رودو حل نشود مشکل ما
حال ای ماه خدا میروی آهسته برو که ندانی چه کند رفتن تو با دل ما

چند روزی مونده بود به سال تحویل که با چند تا از بچه های خوابگاه۱-۳ رفتیم خرید.قبل از
برگشتمون به خوابگاه رفتیم زیارت .تا عرض ادبیم به آقا شاه چراغ کنیم.
اون روز خیلی
بهمون خوش گذشت.میدونید که روزای قبل سال تحویل یه حال و هوای دیگه ای داره.
قبل
رفتن به زیارت خریدامونو تحویل امانتی دادیمو رفتیم تو.زیارت که تموم شد دو تا از بچه ها که
زودتر بیرون اومدند وسیله هارو از امانتی گرفتند.منو یکی دیگه از بچه ها دیرتر اومدیم.که من
متوجه شدم کیف پولم داخل کیف دستیم نیست.
مطمئن بودم که اونو داخل نایلون خریدا
گذاشتم.ولی هر چقدر اونجا هم گشتم نبود که نبود.
خلاصه برگشتیم داخل حرمو به
انتظامات حرم سپردیم که اگه پیدا شد خبرم کنن.خوشبختانه از طرفی داخل کیف پولم مبلغ
چندانی نبود و بدبختانه تمام مدارکم شامل کارت ملی،کارت دانشجویی و چند تا دیگه از کارتای
عضویتم داخل کیف بود.خلاصه خوشی از دماغم زد بیرونو راهی خوابگاه شدیم.
بیشتر از
این ناراحت بودم که دو روز بعدش بلیط داشتم و باید برمیگشتم خونه و فرصت چندانی برای
پیدا کردن کیف نداشتم.اما ته دلم یه جورایی روشن بود که پیدا میشه.همونجاهم یه نذری برا
شاهچراغ کردم.
خلاصه خوابگاه که رفتیم یکی از بچه ها برا نذری که داشت قرار شد برا
بچه ها فرنی درست کنه.منم تصمیم گرفتم که برا بچه ها یه نوع فرنی مخصوص شهر
خودمونو درست کنم.خلاصه با چند تا از بچه ها که می خواستند تو عمل شاد سازی بچه های
خوابگاه با یک غذای خونگی شرکت داشته باشند پول گذاشتیمو به آقا سید سوپری
دانشگامون سفارش مواد لازمو دادیم.بچه ها هم ترتیب یه برنامه زیارت عاشورا و دعای توسلو
حین درست کردن نذریا دادند.جاتون خالی فرنیش خیلی خوشمزه شده بود.
فردای اونروز
بود که با زنگ گوشیم از خواب بیدار شدم.مسئول بایگانیمون بود.بهم گفت یه تماسی با دفتر
ریاست بگیرم.من که اصلا فکرمم سمت کیفم نرفته بود یه کم هول کردم که چی پیش اومده
که من باید با اونجا تماس بگیرم.
خلاصه با شماره ای که داد تماس گرفتم.منشی رئیس
گوشیو برداشتو ازم اسممو پرسیدو بهم گفت که دیروز کیفی گم کردم یانه
منم بهش گفتم
که چی شده اونم شماره یه بنده خدایی که اونم واسه خودش ماجرا دارهو بهم دادو منم
تماس گرفتم باهاش.بهم گفت که کیفمو کنار عابر بانک روی زمین پیدا کرده.منم کلی ازش
تشکر کردمو خلاصه رفتمو کیفو ازش گرفتم
همه این چیزارو تعریف کردم که بگم مزه اون
فرنیه هنوز تو دهان بچه هامون هست.تو این ماه رمضونی کلی اس ام اس داشتم که
براشون طرز تهیه شو بفرستم(نمیکنند یه زنگ بزنند بپرسند و من بیچاره باید طی چندین اس
ام اس بهشون دستور پخت بدم)
به هر حال طی درخواست های زیادی که برا آموزش پخت
این فرنی مخصوص تو ماه رمضون داشتم تصمیم گرفتم دستورشو تو این پست بذارم که هی
اس ام اس ضرر نکنم.هر چند که ماه رمضون رو به اتمامه
اما یادش بگیرید برا سال
بعد .روزای دیگه هم میتونید به عنوان دسر سروش کنید.یه حسن دیگم که داره برا نذری خوب
جواب میده.همون فردا نذرتون براورده میشه و گم کردتون پیدا میشه
راستی این فرنیه
اسم خاصیم داره که من وقتی به بچه ها گفتم خیلی خندیدند.اسم فرنی مخصوص ما خرشه ا
ست.رو حرف خ فتحه داره.حرف ش هم کسره.



طرز تهیه خرشه
آرد سه صفر ۵ قاشق غذاخوری سر پر
شکر ۵ قاشق غذاخوری سر پر
شیر یک لیتر
تخم مرغ ا عدد
گلاب نصف استکان
زعفران به مقدار لازم
آردو تخم مرغو شکرو با هم مخلوط میکنیم در همین حال شیر سردوکم کم اضافه میکنیم و
مواظب میشیم که آردمون گوله نشه .بعد زعفرونم بهش اضافه میکنیم و میذاریم رو اجاق.باید
مرتب هم بزنیم ولحظه ای به حال خودش نذاریم که خرشمون خوب جا بیفته.به مدت نیم
ساعت تا چهلو پنج دقیقه مرتب هم میزنیم تا آرد کامل بپزه و خوب جا بیفته.توجه کنید زیاد
غلیظ نشه چون بعد سرد شدن خودش به اندازه کافی سفت میشه.اگه دیدید همون اولی که
رو شعله گذاشتید داره زود غلیظ میشه باز بهش شیر اضافه کنید.ترجیحا شیر ولرم.در پایان
هم بهش گلابو اضافه کنید و بذارید دو تا غل بخوره.خرشهتون آمادست.سعی کنید بعد
برداشتن از اجاق فورا از قابلمه به ظرفتون انتقال بدید چون اگه سرد بشه دیگه اینکار براتون
سخت میشه.میتونید برا تزیین روش از دارچین استفاده کنید.