گودری

بسم الله الرحمن الرحیم

هر چند پدیده نوظهوری در دنیای وبلاگ نویسی نیست  و بسیاری از دوستان

این قسمت و مدتهاست تو وبلاگشون دارن ولی خب بنده امروز طی اهتمامی

که از خودم به خرج دادم لینک دوستانم رو  گوگولی مگولیش کردم (گودری) 

و  زین پس قادرم  دوستان لینک شده در وبلاگم رو بر اساس تاریخ آپدیتشون

بخونم . اینم  لینک آموزشش

 

پی نوشت: دوستانی که گذرشون به وبلاگم میخوره تو این روزهای عزیز 

هر جا دلتون به خاطر حسین فاطمه شکست و حس و حال معنوی این روزها

بهتون دست داد  من و از دعای خیرتون فراموش نکنید که بسی محتاجم

 

پیشنهاد نوشت: گاهی آدما یه چیزایی تو پس زمینه ذهنشون هست که

 انگار یه جورایی تو دلمشغولیهای  زمونه گم میشه،  یکی ازون چیزا

خواسته هایی هست که ما از پروردگارمون داریم، خیلی چیزها هست

که وقتی جایی میبینیم یا از کسی میشنویم تازه اون قسمت  ذهنمون

فعال میشه، و نهیب میزنیم به خودمون که چه خوب شد دیدم و

شنیدمش، چه قدر بهش احتیاج داشتم، قبلا هم اینجا گفته بودم

 دوست دارم بازم پیشنهاد کنم که شما هم بهرمند بشین،

تو مفاتیح الجنان تقریبا آخرای فهرستش  یه دعایی هست تحت عنوان

"مکارم اخلاق"

 معنی این دعا  رو که میخونم خیلی

 از چیزایی که دوست دارم تو دعاهام از خدا بخوام  و تو ضمیر ناخودآگاهمه

اما  ذهن درگیر به مسائل دنیویم  یاری نمیکنه، برام تداعی میشه،

پیشنهاد میکنم یک بار هم که شده معنی این دعا رو کامل بخونین ،

 واقعا زیباست!


پیش از آنی که عزادار محرم باشی***سعی کن در حرم دوست تو محرم باشی 

امام حسین علیه السلام فرمودند:

عاجزترين مردم كسي است كه نتواند دعا كند

 

 

باز میگویم از مساله دوری و عشق

***

وظهور تو جواب همه مساله هاست


 

در هم نوشت+ویندوز 8

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

غروب جمعه چقده دلگیره

علی جونم یه ساعت پیش با مامان و باباش رفتن، یه هفته ای که

اینجا بود اینقد شیرین کاری و شیطونی کرد که نذاشت خالش به هیچ کدوم

از کاراش برسه،  خدارو شکر بخوره به تخته بچمون بسیار باهوشه،  با اینکه

 یک سال و نیمشه خیلی از کلمات رو ادا میکنه  و در آستانه جمله سازیه

دیروز یه نرم افزار ویندوز ۸ گرفتم

 صبح  بابای علیرضا (دومادمون)برام نصبش کرد 

 امیدوار بودم پرش های صفحه مال ویندورش باشه ، ویندوز که عوض

 بشه حال لب تابمم خوب میشه، ولی متاسفانه  نشد،

تابستون پارسال شیراز که بودم دادم  فنشو برام عوض  کردن،  سوخته بود،

 همونجا بهم گفتن که کارت گرافیکشم ایراد داره باید عوض بشه،

منم که چندان سر در نمیارم از سخت افزار  و اینا،  

دیگه تو بحبوحه  دفاع پایان نامم بودم 

 نه پولشو داشتم و نه حوصلشو که چند روز دیگرو منتظر بمونم،

البته خرجش یه تل به بابا بود که مبلغ رو برام واریز کنه،

 ولی اونروزا با خرجایی که بابت پایان نامم میشد،

و ۸۰ تومنیم که  برا فنش دادم،

 این خرج اضافی برام بسی سنگین  و باعث شرمندگی بود،

 ولی الان بسیار پشیمونم چون قیمت قطعات به طور نجومی رفته بالا،

 اون موقع که میگفت ۱۰۰ تومن خرجش میشه الان نمیدونم چنده؟ 

خلاصه اینکه اولین پستیه که با ویندوز ۸ در خدمتتون هستم،

محیطش  شبیه منوی اندرویده، برام روون نیست، 

 ولی همیشه تغییرات در جهت ارتقا در هر زمینه ای  خوبه، 

 امیدوارم خیلی زود برام عادی بشه

 

اعتراف نوشت۱:  بهم نخندینا،  میدونم بده ، ولی بین من و لب تابم

 دلبستگی شدیدی وجود داره، یار غارو شریک تنهاییامه،

بسیاری از مراحل حساس  و با من طی کرده خیلی ازش کار کشیدم

 مخصوصا برا پایان نامم، دوست خوبیه برام، بهتر از خیلیا

ولی خب من رفیق خوبی نیستم براش، خیلی بهش نمیرسم

 

اعتراف نوشت۲: اینروزا وقتی میرم رو ترازو بسی از ترازو خجالت می کشم

بابت وزنی که از من نشون میدهبه همین منظور یک عدد

 دستگاه توتال کور هفته قبل خریداری شد و من یک هفته ای هست

که ۱۰۰ تا صبح و ۱۰۰ تا شب حرکات درازو نشست رو در دست اجرا دارم

اما  دریغ از  کم کردن ۱ کیلو 

من  غذام  زیاد نیست، معمولیه،  اهل هله هوله خوردنم نیستم

 علتش رو باید در تحرک کم و  استرس های درونی جستجو کرد،

 البته تقصیره آشپزی خوبمم هستاینو نگم چی بگم؟  

میدونید خیلی  ناراحت میشم ازین که بخوام تو جوونی 

 از خوردن خیلی چیزا دست بکشم، آخه از الان تا کی ؟

پ.ن: دیروز کاری پیش اومد که رفتیم به محله ی قدیمی که خونمون

وقتی ۴-۵ ساله بودم اونجا بود، برام  خیلی هیجان انگیز بود!

 بعد تندو تند خاطرات گذشته و اسم همسایه ها یادم میومدو  تعریف

 کردم،مامانمم تایید میکرد، بعد خواهرم گفت آفرین! چه

چیزایی یادت مونده ؟!من هیچکدومش یادم نیست،

یادش به خیر! چه بهونه های کوچیکی از ته دل خوشحالم میکرد،

یادمه کفش تق تقی که مامانم برا من و خواهرم

 خریده بود و خیلی دوست داشتم، انگار صداش وقتی که پام میکردمو

یه پیراهن نخی با توپ توپای رنگی تنم بود

 دست تو دست مامان با لبخند رضایتی بر لب   از کوچه های

محله قدیمیمون میگذشتیم هنوز تو گوشمه

 

**********************

 

 گل نرگس:

بیا تا پیدا شم , تو باش تا من باشم , هنوز میشینم به هوای دیدن تو , ...

تو با این دل کندن , کجا رفتی بی من , بگو نزدیکم به شب رسیدن تو

بیا که رها شم از این همه درد , که صدا شم از این شب سرد , که تموم

بشه فاصله ها  , ...

 

 بیا که من از تو خسته ترم

 

 

که من از من بی خبرم

 

به هوای خونه بیا ...

 

غدیر

بسم الله الرحمن الرحیم

*علی جان*

*جهان تمنای جوانمردی چون تو را فریاد میزند*

*عید سعید غدیر مبارک!*

میانمار

 

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز داشتم تو نت تصاویر طوفان سندی امریکارو سرچ میکردم،

تصادفا چشمم خورد به چند تا عکس و یه کلیپ از سوزوندن

مسلمونای میانمار به دست افراطیون بودایی این کشور، عکسا

صدها نفر کشته رو نشان میداد که جسداشون که بر اثر سوزوندن

 سیاه شده بودرو،  رو زمین انداخته بودن، 

 زیر کلیپ نوشته بود ۱۸+

باورم نمیشد،

کلیک کردم، لود شد،

 ای خداااااااااا

حالم اصلا خوب نیست،

 مگه میشه؟!

چه مسلمون چه بودایی چه .... مگه اینا انسان نیستن،

مگه اونایی که سوزوندنشون هم وطناشون نبودن؟!

نمیدونم چی بگم، امیدوارم درست نباشه چون هنوزم باورم نمیشه

چقدرم دیر متوجه شدم ! واقعا به ما هم میشه گفت مسلمون؟

سرمونو مثل کبک کردیم تو برف فقط مسائل شخصیمونو میبینیم

بیخیال اینکه کجای دنیا چی میگذره و حتی تو سرزمین خودمون

خودمو عرض میکنم

هر چند کاری جز دعا از دستم برنمیاد

 

پ.ن: اي منتظر، غمگين مباش قدري تحمل بيشتر/ گردي به پا شد از افق گويا سواري مي‌رسد

پ.ن: من بعد عبارت بسم الله... بالای پستام درج میشه،

عادت پسندیده یکی از دوستانه، که لینک وبلاگش اینجاست

 

منفی در مثبت

هرچی ما میخوایم مثبت باشیم، هر چی میخوایم فقط نعمتهارو ببینیم

، هر چی میخوایم غرغر نکنیم، هرچی میخوایم دلمونو صاف کنیم، هر چی میخوایم

 این بغض لعنتی و نشکونیم،

 هر چی میخوایم بگیم خیلی حالمون خوبه و همه چی آرومه و من چقد خوشحالم ،

 میبینیم که هر چقدرم این مغز فرمان به مثبت شدن بده این دل وامونده باهاش راه نمیاد

و راهشو کج میکنه به سرزمین بارهای منفی،

 این روزها دلم  واژه ای رو با خودش زمزمه میکنه که حجمش

 به اندازه تمام عمرم بزرگ شده و کم کم داره دلمو میترکونه و وای

 ازون روز که گنجایش حمل این واژه رو نداشته باشه،

 البته که نیاز به تکمیل ظرفیت نیست و

هر روز بیشتر از دیروز رنگ رخساره ام خبر میدهد از سر درون

پ.ن(تلقین نوشت): مطمانم چند روز آینده حالم بهتر خواهد بود

پ.ن: خدایا لطفا هوامو داشته باش

اگــر در کعبــه می گـــردد نمـایـان/ پس بگرد تا بگردی بگرد تا بگردی

اینروزا مشغول خوندن درسی هستم با عنوان "جنین شناسی مقایسه ای (تکوین)" میشه گفت درس فوق

العاده سنگین و فراریه، نحوه تولید مثل و مراحل رشد و نموجنینی رو در جانوران مختلف از کوچکترین و

ساده ترینشون اسفنجها که  جزء زیر سلسله  پارازوآ ها هستند بررسی میکنه  تا میرسه به پیچیده ترین

اونها یعنی موش که جزء پستانداران هستش و از نظر ژنتیکی و مراحل رشد و نمو جنین  به انسان

نزدیکه،  بعد فکر کنید چندین شاخه از جانوران بین این دو گروه قرار گرفته و علاوه بر مطالعه مراحل رشد

ونمو جنینشون ، متو جه سیر تکاملی این جانوران از نظر ساختار تولید مثلی و بالاخص جنینشون میشیم ،

و چه حجم  اطلاعات زیادی رو به خودش اختصاص میده و خوندنش به صورت مفهمومی و یادگیری همراه با

شکل سیستم تولید مثل و مراحل جنینیشون از تقسیم سلول تخم به دو سلول تا رسیدن به جنین کامل

واقعا دشوار و وقتگیره،  وقتی آدم  مباحثی از این قبیل رو مطالعه میکنه جدای دشواری در یادگیریش  که

طوری تو ذهنت بمونه که این همه جانور رو با هم قاطی نکنی در کنارش یه حس فوق العاده ای تموم

وجودت رو دربر میگیره، و اون حس چیزی نیست جز تحسین خالق این همه پیچیدگی های منظم،

ناخودآگاه آدم همه ی حس خستگی  ذهنشو کنار میذاره و به این فکر میکنه که این همه نظمو ترتیب چطوری

ممکن میشه ؟ چطور حتی بخش کوچکی از این همه سیستم های پیچیده که هر کدومشو به یک فرمی

مطابق با نحوه زندگی این موجودات طراحی شده ازقلم نمیفته، و این جاست که بی اختیار

لب به بزرگداشت خالق این همه نظمو پیچیدگی و زیبایی میگشایی و آیه فتبارک الله احسن الخالقین 

بر زبانت جاری میشه

 پ.ن:لبیک، اللهم, لبیک، لبیک لا شریک لک لبیک،ان الحمد ونعمه لک والملک، لا شریک لک لبیک،

 امروز لبیکم و از اعماق وجودم بر زبان جاری  کردم، هر چند خواسته یا ناخواسته بر بسیاری از

اعمال زشتم مبادرت می ورزم ، میخوام  که یاریم کنی در کنار گذاشتن اعمال بدم و دستمو بگیری و در

مسیر خودت جایی که مقصدش فقط تو باشی و لاغیر  راهنماییم کنی، بی شک هنوز هم یکی از آرزوهایم

گفتن این لبیک ها کنار کعبه ات است، به امید اینکه همه آرزومندان به این آرزوشون برسن

 پ.ن: با اینکه اینروزا جو حاکم ابدا امیدوار کننده نیست و  ترس از جنگ و فقرو اقتصاد نابسامان جامعمون

در دله خیلی از آدمای این سرزمین رخنه کرده، مسلما در چنین جوی من هم ناگزیر ازین ترس ناخواسته ام

، ترس از آینده کشورت و بالطبع آینده خودت که جزئی ازین کشورو این جامعه هستی،  اگرچه این ترس

بدجوری عزمش رو جزم کرده که چنگ بزنه به دلم و به خاطر آینده ای که معلوم نیست درش چی پیش بیاد

و به کجا برسیم  تلاش برای آینده رو در من کمرنگ کنه ، که چه سالها که اقتصادمون اینچنین نبود  وضعیت

روحی و 

اشتغا ل و ازدواج و فرهنگ و تفریح  و بسیاری از امور دیگر جوونامون هر روز بدتر از دیروز بود چه برسه به

الان با چنین اوضاع درب و داغونی ، هرچند این ترس نقطه تمرکز دعاهای این روزهای من رو روی بهبود

وضعیت کشورم و نجاتش از بحران های متعدد و امنیت و آرامش سرزمینم گذاشته، اما  تصمیم قطعی

گرفتم که همه انرژی های منفی رو اعم از ترس از آینده هر چند که ناگریزه از خودم دور کنم و فقط و فقط به

اهدافم و تلاش برای رسیدن به اونها فکر کنم ، هر چند خیلی از مسائل من رو ازبسیاری از اهدافم  دور

می کنند، و در بعضی موارد اهدافی رو جلوی پام میذارن که ناچار به تلاش برای  اونها هستم چون راه

دیگری نیست،  اما نهایتا حداقل به خاطر تلاشی که کردم در دل راضی ام هر چند به اهدافم نرسم

پ.ن: پیرو پ. ن قبل اینروزها در کنار نت گردیهام  سایت گیس گلابتون  عزیز رو بسیار مطالعه میکنم، مخصوصا

پست های مربوط به هدفگزاری و  انگیزه

 پ.ن: سرور ی که Adsl ام رو اونجا شارژ میکنم از بستگان بسیار نزدیک هستند، لطف کردند گفتند از ماه

دیگه منشی شرکت پول حجم اضافه رو از ما نگیرن(4تومن) ، اینجا برای 2 گیگ با سرعت 256  ماهی

15000 تومن میدیم دوستان لطف کنند بفرمایند سمت شما قیمت چه جوریاست؟ البته بگم از نتم بسیار

راضیم،  لطفا  اگه بلدید یه سایت خوب بدون Eror   و قطعی برای دانلود فیلم (ایرانی و خارجی)بهم معرفی

کنید

پ.ن: قیمت گوسفند هم امسال به صورت نجومی صعود فرموده و بیشتر از  دو برابر سال گذشتست، اما

ازونجایی که قربانی کردن سنت بسیار حسنه ایه و تاکید شده که حتی اگر با قرض هم شده این سنت

الهی به جا آورده شود، ما هم دست به کار شدیم، نمیدونم چرا امسال صدای بع بعش درنمیاد احتمالا

گوسفند باهوشیه،  شستش خبردار شده از بلایی که قراره فردا سرش بیاد،یه ایده جالبیم از طرف بابا ارائه

 شد که برای سال بعد روزی هزار به نیت گوسفند بذاریم کنار ، که با این روند افزایش قیمت یه دفه دچار

شوک نشیم، فردا بعد اذون صبح پدربزرگم میاد که ببرتش قربانگاه، طفلک ببعی

 

 حاجیان جمعند دور هم همه/پس کجا رفته حسین فاطمه/ حاجیان رفتند یکسر در منا/پس چرا او رفته

سوی کربلا/او به جای موی سر، سر می دهد/قاسم و عباس و اکبر می دهد/سعی حج او صفا با خنجر

است/ مروه اش قبر علی اصغر است

عید قربانی کردن نفس اماره بر شما مبارک باد!

التماس دعا در این روزهای توبه و آمرزش

باز میگویم از مساله دوری و عشق/ و ظهور تو جواب همه مساله هاست

اللهم عجل لولیک الفرج

 

ادامه نوشته