یامقلب القلوب...
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام، وقتی پست قبل و مینوشتم و عکسای باغ خونه بابابزرگ و مامانبزرگمو میذاشتم فکرشم نمیکردم
که اینجوری بشه، متاسفانه مامان بزرگم دیروز سرش گیج رفت و از پله افتاد ، پاش شکست ،
قبلا هم این پاش شکسته بود توش پروتز بود ، هم اون پروتز شکست هم قسمتی از پاش که نیاز
به پیوند استخون داره و باید حتما تهران عمل میشد چون امکاناتش اینجا نیست، لطفا برش دعا کنید
چون سابقه سکته مغزی داره اینه که عملش کمی خطرناکه، خونواده ما طرف مامانم اینا هر سال شب
اول عیدو جمع میشیم خونه مادربزگم اما امسال...
میخواستم یه پست طولانی بذارم اما ...حسش نیست

انشالله خدا به مامانبزرگم و همه بیمارانی که این شب عیدی تو بیمارستانن و خونواده هاشون نگران
حالشون شفا عنایت کنه و سلامتیشونو بهشون برگردونه
خدایا دیگه برات تعیین نمیکنم خواسته هامو، ناسپاس نیستم ولی این حقو دارم که بگم نودو یک
از خودم راضی نبودم، نودو یک و دوست نداشتم، مهممتر از همه اینکه از تو دور بودم،
خدایا ببخشم اگه گاهی رنج روزگار بهم غلبه کردو ناسپاسی کردم
خدایا سال نود دو و همه سالهای پیش رو، رو برای همه مردمان سرزمینم سال
خوبی قرار بده همچنین برای من و خونوادم، سلامتی که بالاترین نعمته رو ازمون دریغ نکن
خدایا حاجت های دل همه رو روا کن تو این سال
خدایا هر آنچه به صلاحه برامون رقم بزن و آرامشی برامون به وجود بیار که در برابر هر آنچه
برامون تو سال جدید رقم میخوره سر تسلیم فرود بیاریم و همواره و در همه احوال
توفیق شکرگزاری از درگاهت رو از ما دریغ نکن
سال نوی همه دوستان پیشاپیش مبارک !
سر سفره های هفت سینتون مارو از دعا فراموش نکنین![]()
ترانه وبلاگم تقدیم به ساحت مقدس امام زمان به امید ظهورش
بوی عید
عاشق اینم که همش، به ساعتم نگاه کنم
قلبمو بی قرار تو، لحظه رو چشم به راه کنم
برای اینکه برسی، فقط خدا خدا کنم
من که دارم حس میکنم، خودمو تو ثانیه هات
دلم واست تنگ شده بود، واسه خودت واسه هوات
واسه یه ذره دیدنت، حتی واسه صدای پات
خیلی زیاد دوست دارم، دوست دارم بیشتر از هر چی که هست
زمستونم دوست داره، چون سر راهتو نبست با نفساش
حس میکنم، حس میکنم وقت نفس کشیدنه
قلبمو میزارم وسط، این سفره ی عید منه
...









وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ