مکتب، وحدت، عدالت علی
سلام، عید غدیر رو به دوستان گلم تبریک میگم، کاش این عید فرصتی
باشه برای شناخت قطره ای از اون دریای معرفت و الهام گرفتن از شخصیت
اون حضرت در زندگی شخصی خودمون.
کتاب " مکتب، وحدت، عدالت علی" دکتر شریعتی رو میخوندم
بد ندیدم بخشی از کتاب رو در این پست بذارم
اریک فروم میگوید:
"تنهایی زاییده عشق است و بیگانگی" راست است!
کسی که به یک معبود، به یک معشوق عشق می ورزد، با همه چهره های
دیگر بیگانه می شود و جز در آرزوی او نیست.
خود به خود وقتی او نیست، تنها می ماند، و کسی با افراد و اشیاء و اجزای پیرامونش
بیگانه است، متناجس نیست. و با آنها تفاهمی ندارد. تنها می ماند، احساس تنهایی
می کند. انسان به میزانی که به مرحله ی انسان بودن نزدیک تر می شود، احساس
تنهایی بیشتری میکند...
چه کسی تنها نیست؟
کسی که با همه، یعنی در سطح همه است.
کسی که رنگ زمان به خود میگیرد.
رنگ همه را به خود می گیرد و با همگان تفاهم دارد و در سطح موجودات و با وضع موجود،
به هر شکل و هر بعدش منطبق است. این آدم، احساس تک بودن و مجهول بودن نمی کند.
آن همه یاران، آن همه هم رزمان، آن همه نشست و برخاست با اصحاب پیغمبر، هیچ کدام
برای علی تفاهمی به وجود نیاورده است.در سطح هیچ کدام از آن ها نیست.
می خواهد دردش را بگوید،
حرفش را بزند،
گوشی نیست، دلی نیست، تجانسی نیست...
رنج بزرگ یک انسان، این است که عظمت او، و شخصیت او در قالب فکرهای کوتاه، در برابر
نگاه های پست و پلید و احساس او در روح های بسیار آلوده و اندک و تنگ قرار گیرد. چنین
روحی در چنان حالی همیشه هراسناک است که این نگاه ها، این فهم ها، و این روح ها ببینند،
بفهمند و بشناسند.
به قول یکی از نویسندگان
"روزها شیر نمی نالد"
در برابر نگاه روباهان، گرگ ها و جانوران ، شیر نمی نالد، سکوت و وقار و عظمت خویش را
بر سر شکنجه آمیزترین دردها حفظ میکند.
اما ، تنها در شب ها است که شیر می گرید...
به نخلستان می رود و هراسان است، که کسی او را در آن حال نبیند که شیر شب می گرید
و تنهایی.
و باز برای اینکه ناله او به گوش هیچ فهم پلیدی و هیچ نگاه آلو ده ای نیالاید، سر در حلقوم چاه
فرو می کند، و می گرید.
این گریه از چیست؟
افسوس که گریه ی او یک معما برای همه است. زیرا حتی شیعیان او نمی دانند علی چرا
می گرید.
از این که خلافتش غصب شده؟
از این که فدک از دست رفته؟
...
واقعا که چندش آور است
یک روح تنها در دنیایی که با آن بیگانه است، در یک جامعه ای که دائما در آن زندگی می کند،
اما در سطح آن جامعه و سطح اسلام قبایلی یارانش نتوانسته خودش را پایین بیاورد و با آن
بند و بست ها و با آن کشش ها و با آن خود خواهی ها و با آن سطح درکی که یاران پیغمبر از
اسلام داشته اند، نتوانسته خودش را منطبق کند، تنها مانده است و می نالد.
علی همان طور که فلسفه ها می گویند، می نالد.
به خاطر اینکه انسان است، و به خاطر اینکه تنهاست.
وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ