از وقتی از مشهد اومدیم به نوبت سرماخوردیم، البته علی جونم سرماخوردگیشو از خونه خودشون آورد، ترتیب سرماخوردگی

علی جون

مامانش (خواهرم )

مامانم

من

بابام

و امروزم دومادمون

عجب! خیلی دیگه طولانی شده و گویا از ویژگیهای سرماخوردگی بهاره همین دیر بهبود یافتنشه، تا یکمی یکیمون خوب میشه اونیکی باز سرماخوردگیش شدت پیدا میکنه! جل الخالق

پ.ن: نمیدونم شنبه کلاس بچه ها تشکیل میشه یا نه، بعد تصحیحه برگه های مین ترم! به این نتیجه رسیدم درس آناتومی خیلی براشون سنگینه، بهشون گفتم شنبه بیاین تا هم درس و تموم کنم هم نمونه سوال بهتون بدم، یکیشون اومده هی اصرار اصرار که از تو نمونه سوالا بهمون سوال بدین منم گفتم اونا فقط مشابه سوالایی که میخوام بدم باید بخونید تا بتونید جواب بدید، باز واستاده میگه استاد حالا به نظرتون همین سوالا رو بخونیم ده و میگیریم، منم گفتم برا همتون بیست در نظر دارم اگرم فقط سوالا رو بخونید صفر میگیری  هر چند بیشتر از تو نمونه سوالا سوال طرح میکنم ولی میخوام بشینن بخونن