بسم الله الرحمن الرحیم

۱- تا حالا حس کسی و داشتین که کلی نقشه  و رویای شیرین تو ذهنشه

ولی  حس میکنه راهی برای عملی کردنش نداره؟ و فقط  راه پیشروش

یه راهه که  چندان ازون راه خوشش نمیاد و ناچاره که اونو طی کنه و هنوز البته هیچ اقدامی برای

قرار گرفتن در اون مسیر نکرده چون از نتایج  اون راه میترسه

این  طعم زندگی این روزهای منه + کمر درررررد

۲- یادآوری نوشت: چند وقت پیش  گمونم قبل عید بود

یه وبلاگی و میخوندم که  از طریق یکی

از وبلاگهای مورد علاقم که این وبلاگ رو معرفی کرده بود وارد لینکش شدم

خیلی برام جالب بود، خانمی که روزمرگی های زندگیشو می نویسه و از یه جایی

تو زندگیش تصمیم میگیره کارایی و که داره انجام میده رنگ خدایی بهش بده، 

این زمان دقیقا زمانی بوده که خواسته روزمرگیهاشو ثبت کنه

اینجوری هم زندگیش طعمش عوض میشه و بهتر میشه و هم اینکه میدونه جایگاهش نزد

خدا عزیزه، به عنوان مثال همسر این خانم مردیه که زود عصبانی میشه،  

تصمیم میگیره اولا در مقابل رفتارهای همسرش صبور باشه ثانیا طوری

رفتار کنه که مطابق میل همسرش باشه ، جالبه نتایج خوبیم حاصل شد که یکیشم ثبت کرد

 تو یکی از پستاش،البته شاید خیلیا  موضع بگیرن که پس حق زن چی میشه، افسرده میشه

اگه هی بخواد از خواسته هاش کوتاه بیادو ... از این قبیل حرفا،  اما به نظر من لذتی که آدم ازین

کار و نتیجش میبره بهتر از جنگو جدل همیشگی بی نتیجه برای باصطلاح احقاق حقوقش

***هر چند منم قبلا به این موضوع در مورد تمام سختیهای زندگی

فکر کرده بودم ، اما خوندن این وبلاگ یه یادآوری بود برای من که هرکاری و که

میخوام بکنم حتی نیتی که قراره تو ذهنم نقش ببنده اگه رنگ خدایی داشته باشه

نقش قشنگی ازش به جا میمونه، حتی سختیهای زندگی که این زورها تو زندگی همه

آدمای دوربرمون میشه دید قابل تحمل تر میشه

البته گفتنش آسونه و عملش بسی سخت! ولی وقتی بشه یه عادت

  مثل خیلی از گناهانی که آگاهانه و یا ناآگاهانه انجام میدیم و میشه یه عمل عادی،

مطمانا عمل بهش آسون میشه

پ.ن: دوستم پنج شنبه میره مشهد، دلم بدجوری هوای امام رضا کرده

البته  از امام رضا خواستم امسال حتما تو یه شرایط ویژه طلبم کنه