اجازه آقا ...
اجازه آقا؛ میخواستم از طرف بچههای کلاس روزتان را تبریک بگویم. آقا
معلم ما هر چی داریم از شما داریم. همه این گرفتاریها را از شما داریم. این
مصیبتها را از شما داریم. این غمی که داریم، این امیدی که نداریم، این
نشاطی که نیست، این رخوت را از شما داریم. موضع نگیر آقا معلم، اینهمه
سال گفتی و شنیدیم، حالا که نمره نمیخواهیم و حرف، حرف دل است، شما
بشنو.
اجازه آقا، حسن کثیف را یادت هست؟ میگفتی هیچ گلی نمیشود. میگفتی
بهتر است ترک تحصیل کند و برود زیر دست پدرش شاگردی. شده رئیس
بانک، آقا شده، تمیز شده اما هنوز بو میدهد، بوی رشوه، بوی رابطه، بوی
گند کاغذ پاره ... آخ آقا ما دلمان غش میرود برای بوی گند کاغذ پاره...
میمیریم برای چرک کفدست ... آخ اگر دستمان به این کاغذپاره برسد.
آقا اجازه؛ «مجید تکماده» را دیدی توی تلویزیون؟ آقا خاک بر سر ما که
مجید شده رئیس دانشگاهمان! یادتان هست میگفتید با دروغ به هیچ جا
نمیرسید؟ آقا با همین دروغ شده رئیس دانشگاه... یکمقداری هم جعل مدرک
قاطی دروغهایش کرد. آقا شما با نوستراداموس نسبتی نداری؟ (قهقهه بچههای
کلاس) آقا جان مادرت دیگر پیشگویی نکن.
آقا ببخشیدها، لعنت به انشای «علم بهتر است یا ثروت»! خاک بر سر ما که
داستان ساختگی «چوپان دروغگو» را باور کردیم. کجای داستان زندگی
دروغگو بدبخت شده که شما یادمان دادید؟ دروغگو خودش گرگ است آقا، این
خیانتی که در حق ما کردید را در حق این طفلهای معصوم نکنید. اجازه بدهید
همه گرگ باشیم، نه عدهای گوسفند که خوراک گرگها. نباید ناامیدتان کنم آقا،
اما نهایت تلاشتان همین گوسفندیست که جلوی شماست.
اجازه آقا، ما بریدیم... کجا را نگاه میکنی آقا، از زندگی بریدیم. چه تبریکی،
چه کشکی، چه روز معلمی؟ دلت خوش است توام.
پ.ن: تبریک میگم اینروز رو به هه معلما به خصوص پدر و مادر گل خودم،
به شخصه احترام زیادی برای همه معلهام قائلم ، این پست فقط گویای این مطلبه
که چقد ر از چیزایی که یه زمانی برامون ارزش بودن و بهمون تعلیم دادن دور شدیم،
و اگه امروز کسی بخواد تو همچین جامعه ای با هممون ارزشها پیش بره سرخورده میشه
و احمق جلوه مکنه
پ.ن: داشتم پستهای اردیبهشت سال ۹۱ رو مرور میکردم ،روزهای شیرینی بود، خیلیم
نباید در مورد نودو یک بی انصافی میکردم، اولاش خدا رو شکر خوب بود، قسمتهای بدشم
مطمانا من خودم بد عمل کردم
وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ