عشق اول و آخر من /سایه تو رو سرمن/ ای همه باور من/ ای کس و کارم
بسم الله الرحمن الرحیم
دیشب و دوست داشتم
خودم بودم و خدا
مامانم با خالم رفتن مسجد
کلی حسرت خوردم که امسال بابت پام توفیق رفتن به مسجد ازم سلب شده
بابامم که طبقه پایین بود
ولی خوب بود
مادرانه رو دیدم
بعد از نماز لیله القدر راحت بلند بلند گریه کردم و باهاش حرف زدم
بعدش شروع کردم دونه دونه دعاها رو خوندن
همگام با شبکه یک و حرم آقا امام رضا
جوشن کبیر خوندم
گذاشتم رو دور تند
نمیخواستم از دست بره لحظه هام
ولی با حس و حال میخوندم
روم و دخان و عنکبوت و خوندم
دوستم اس ام اس داد تو دعای جوشن کبیر همش یاد تو بودم
حس خوبی داشتم
با زائرین حرم آقا قرآن سر کردم
ساعت شد سه و ربع
هنوز ابوحمزه نخونده بودم
دیدم بخوام عربی و با معنی بخونم طول میکشه
شروع کردم به خوندن معنیش
میخواستم تا قبل سحر نهایت استفاده رو ببرم
سطرهایی که تو دعاهای مفاتیح من جمله ابوحمزه هست
و خیلی وقتا ما یادمون میره از خدا بخوایم رو نمیخواستم از دست بدم
تموم نشد تا قبل سحری ولی خوب بود
بعد از نماز صبح بقیشم خوندم
نمیدونم کدوماشو اجابت میکنه
اما امیدم به درگاه اجابتشه!
پ.ن:قبل از خودم یاد همه دوستان بودم اگه خدا قبول کنه
وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ