میلاد خانم فاطمه معصومه مبارک!

دخترخانوما روزشون مبارک!

خانوم جان چی شد عیدی ما؟ اینجوریه دیگه آره؟؟؟

 

 خب نشد اون عکس مد نظرمو بذارم

میخواستم کارنامه قبولی در دکترای آزاد و بذارم اینجا

 

قانون جذب هم نتونست بر این خوش شانسی ما غلبه کنه

 

ما همچنان بقول شاعر" پشت درای بسته /عاشق دل شکسته"

 

پشت در کنکور دکترا هستیم

 

رتبم شد ۶۲ ، تا رتبه ۴۶  و گرفتن

 

دو نمره کم داشتم تا قبولی فقط دونمره

 

مصاحبمو  دو نمره بیشتر میدادن قبول بودم

 

بیرحما! پارتی بازی تا به کی؟؟؟

 

البته که به قول یکی از دوستان نریختن ۵۰-۶۰ میلیون پول بی زبون

 

تو جیب دانشگاه آزاد ناراحتی نداره ، ولی خب من بیشتر  به خاطر مشغولیتش

 

و ننشستن تو خونه و بیکاری  دلم میخواست که قبول بشم، که نشد

 

دیگه اعصاب  ندارم بخونم،  تو خونه  هم صد البته حوصلم سر رفته

 

جهت خالی نبودن عریضه  

یه کم اشک تمساح ریختم که  ناراحتی خویش را اعلام کنم ازین غم جانگداز

 

مامانم اشکامو دید میگه زشته  در این سن  برا کنکور گریه میکنی

 

آیا اشک ریختن سن و سال خاصی را طلب میکند؟

 

آیا نمیشد یه کمی اونورترشم قبول میکردن؟ آیا ما گناه نداشتیم؟

 

آیا ۱۶ تا رتبه اونطرف تر رو باید بنویسین " مردود" 

که آدم روش نشه کارنامشو نشون دوستاش بده؟؟؟

 

 آیا  خدایا خیلی حال میکنی هی ما رو خیط میبینی؟

 

آیا ما جلو  دوستو آشنا آبرو نداریم؟ هی فرت و فرت میپرسن

چی شد کجایی چکاره ای؟؟؟

 

 

 حالا تکمیل ظرفیتم میزنن ولی خب خیلی دل خوشی ندارم ازین انتظارای بی حاصل

 

پ.ن: خواستم کارنامه رددیم و بزنم  دیدم صورت خوشی نداره به عنوان بالای  پستم نمیخوره

 

ردی و اینا تو کت ما نمیره

 

خدا نوشت: خدایا راضیم به رضای تو حتما مصلحت نبودهخدایا ..... چی بگم؟

 

 

حالا این عکس بیربط رو گذاشتم  که بی عکس نمونه این پست حالو هوا عوض شه

 

خاله ی علیرضا در ۵ سالگی

 

علیرضا و برو بچ