دعا
بسم الله الرحمن الرحیم
استرسی درونی با منشا ناشناخته دارم، کلی درس نخونده دارم و سمینارام هر دوش
نیمه مونده، یکیشم که هنوز دست نخورده بسلامتی، چند تا مساله هم ذهنمو مشغول کرده
یکیش سلامتی پاهای بابامه که آرتروزش توان حرکت رو براش به کمترین میزان تنزل داده
و با عمل هم مخالفه و فقط میگه سلول درمانی اونم مشخص نیست که جواب بده
مرکز سلول درمانی هم مراجع زیاد داره برا همین نوبتش به این زودیا نیست
کاریم از دستم برنمیاد فقط فکرو خیال میکنم
فکرمم متمرکز نمیشه بشینم یه بند سر سمینارام تمومشون کنم
دیگه اینکه ....
هیچی دیگه اومدم اینجا حاضری بزنم
...
امروز یه بنده خدایی بهم زنگ زد، ازون بنده خداها که با حرف زدنش فقط انرژی منفی ساطع
میکنن، راستش دلم نمیخواست جواب تلفنش و بدم، مامانمم اشاره کرد چرا جواب نمیدی گفتم
حوصلشو ندارم....
اما خب یه لحظه در کسری از ثانیه گفتم به خاطر اون قسمت دوم اسمش
یعنی خدا جواب بده ، خدا روشکر فقط مثل همیشه سوال داشت از من
و خوشبختانه به خاطر عجله ای که داشت سعادت شنیدن
بخشای منفی کلامشون از ما سلب شد
حالا بماند که هر دفه زنگ میزنه چی میگه و
چی میشنوم ، من حیث المجموع کمی راهنماییش کردم و امشب که
به خاطر این استرس درونی که بالا گفتم خودمو بدجور نیازمند به آغوش خدا دیدم و دعا
و صد البته علی رغم نیازم سامانه حاکم ام هم اصلا معنوی نبوده اینروزا
دعا رو تو گوگل زدم و
حدیث پیامبر و اتفاقی تو یه سایتی خوندم و ازینکه تلفنشو جواب دادم پشیمون نشدم
پیامبر صلى الله عليه و آله:
هر كس مى خواهد دعايش مستجاب شود و غمش از بين برود
بايد گره از كار گرفتارى باز كند.
(نهج الفصاحه، ح 2961)
امام على عليه السلام :
گاه چيزى را (از خدا) مى خواهى اما به تو داده نمى شود و دير يا زود بهتر از آن به تو داده مى شود،
يا به خاطر آنچه خير و مصلحت تو در آن است از برآورده شدن خواسته ات دريغ مى شود،
زيرا بسا خواسته اى كه اگر برآورده شود به نابودى و تباهى دين تو مى انجامد، پس،
چيزى بخواه كه زيبايى و نيكيش برايت مى ماند و پيامد سوئى ندارد
(نهج البلاغه، نامه 31)
پ.ن: یادم رفت بگم علی جونمم آنفولانزا گرفته ، لطفا برا بچمون هم دعا کنید اصلا مریض میشه انگار
من تب میکنم![]()
وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ