بسم الله الرحمن الرحیم 

از نظر من بهترین و زیباترن ماه سال  اردیبهشته 

 

مسلما علت علاقه ام به این ماه به این دلیل نیست که ماه تولدمه 

 

مطمانا اگر متولد ماه دیگه ای هم بودم، اردیبهشت رو عاشقانه دوست داشتم 

 

اصلا آب و هواش یه جوریه که آدمو هوایی میکنه، مخصوصا وقتی این هوای مطبوع 

 

با بوی بهار نارنج و گلهای بهاری و آواز پرنده ها تلفیق میشه 

 

 همه ی زیبایی ها یک جا جمع میشه و حرفی برای گفتن نمیمونه    

 

 

ماه من، اردیبهشت زیبا! اومدنت که با آغاز ماه رجب المرجب یکی شده  مبارک! 


آزمون زبان بد نبود،  شب جمعه ی گذشته ولیمه دایی بود همه ی فامیلای طرف مامانم اینا که   

 تهران  هستن  جمع بودیم، خوش گذشت، شبش با خاله ام اینا رفتیم  تهران  

 

صبح جمعه شوهر خالم زحمت کشیدن منو رسوندن برای آزمون، سوالا خوب بود 

 

اطرافیان میگفتن که سخته  

 

اما من فکر میکنم اگه خوب میخوندم میشد خیلی بهتر ازینا جواب بدم  با یه درصد بالا

 

البته مطمان نیستم که نمره مجازو بیارم ،  خدا کنه بیارم و کار به دور بعدی نکشه

 

ناهار جمعه هم همگی  خونه ی یه خاله ی دیگه ام دعوت بودیم  

 

کلا عید دیدنی اونوریا بعد عید شروع میشه چون عید کلا شمالن

 

 دیگه این چند روز و  دسته جمعی خونه ی خاله ها و داییا  در گردش بودیم  

 

نیاز داشتم به تغییر روحیه ، خوب بود خدا روشکر

 

 مامان چهارشنبه نوبت دکتر داره، موند تهران ولی من دیروز برگشتم، تا هم بابا بیشتر   

 

تنها نمونه و هم استارت خوندن رو بزنم ، ولی  نمیدونم چرا حسش نیست


 بچه ها با مدیر گروه صحبت کردن که فقط دو نفر از 8 نفرمون نمره زبان داریم 

 

قراره جلسه بذارن که شرط زبان رو بذارن برای قبل پروپوزال 

 

  یا  تاریخ جامع رو عقب بندازن  

 

البته دومی امکانش کمتره ولی کاش میشد که عقب بیفته 

  

و شاید یکی از درسا رو حذف کنند، اصولا سه تا چهار درسه ، ولی برا ما 6 تا ؟!!   


 

 پ.ن: ایضا حالو هوای اسفند رو هم دوست دارم    

 

پ.ن: ایضا جدای از فصل و ماه و سال، حال و هوای خودم خوب نیست 

 

پ.ن: ایضا یه آشپزخونه  از بابا تحویل گرفتم از تمیزی میدرخشید 

 

امروز همش داشتم  بر درخشش آن می افزودم ، البته بنده خدا یه کوچولو 

 

گازو درخشنده کرده بود ولی خب دیگه من حساسیت دارم اونجوری درسم نمیاد

  

پ.ن: ایضا  یکی از سرگرمیهای لذت بخش برای من دیدن فیلمه 

  

 هفته پیش دو تا فیلم دیدم  "برف روی کاج ها" و  "زندگی مشترک آقای محمودی  و بانو"

 

دو تا دیگرم دانلود کردم  "شیار 143" و  "آذر، شهدخت، پرویز و دیگران ..."  

 

 بدجوری منو به دیدن فرا میخوانند،  ولی فعلا تو مودش نیستم    

 

پ.ن: ایضا بابا خیلی دلش میخواد برا تولد علیرضا "سوم" بریم نوشهر 

 

 ولی من به دلیل ضیق وقت میگم نه،   

  چه زود گذشت!  

 

پارسال کادوشو که ازون چادرا که شکل کلبه است پست کردم  براش

 

امسال  دلم میخواست اما متاسفانه حال ندارم سورپرایز کنم بچمونو  

 

کادوشو که همانا لباسه تهران خریدم  

 

عکسشم پیشاپیش وایبری فرستادم براش، تا خودشون بعدا برسن به دستش

  

 پ.ن: ایضا  خدایا مددی  

 

ایضا، این ایضنها رو خوشم اومد بذارم، الکی مثلا من ابتکار دارم