حالو هوای ابری
بسم الله الرحمن الرحیم
هوای اینروزام ابری تا قسمتی بارانی همراه با رعد و برق و....
آستانه تحملم خیلی خیلی پایین اومده
زود عصبانی میشم، زودی اشکم درمیاد و ...
یه عالمه هم درس دارم
و با این حال و هوای دربو داغون درسام پیش نمیره
بعد این حس مخلوط دلگرفتگی و استرس و خشم و دلواپسی
خیلی اذیتم کرده
خلاصه که مودم مودِ غمه و حال و هوا ابری و...
زبانمم با اینکه خیلی امیدوار بودم
قبول نشدمو یعنی خیلی شوکه شدم چون سوالاش
با اینکه نخونده بودم بنظرم خوب میومد و انتظار قبولی داشتم
البته 10 تا سوال ریدینگ و وقت نکردم بزنم نمره منفی هم که نداشت دلم سوخت
ولی خب نخونده بودم و بار اول بود (دلداری میدم به خودم
)
فقط یه فرصت دیگه تا امتحان جامع هست برای آزمون زبان
و از طرفیم وقتم برای جامع خیلی محدوده
نمیدونم تمرکزمو برای کدومشون بذارم
همش میگم بشینم زبان و بخونم از وقت درسای دیگه باید بزنم
نمیدونم واقعا ، اینم از اطلاع رسانی ضعیف اساتیده
کار دادن دستمون، چون گفته بودن زبان تا قبل از دفاعه نه جامع
البته گفتن جامع در دو نوبت برگزار میشه
آبان هم میتونیم آزمونشو بدیم ولی من دوست داشتم همینو بدم راحت بشم
تابستون با خیال راحت رو پروپوزالم کار کنم ولی هر جور که حساب
میکنم میبینم اونجوری که دلم میخواد نمیتونم برسم و بخونم
چون علاوه بر آزمون کتبی، شفاهی هم هست اینه که باید
تسلط بالا باشه
مخصوصا یکی از اساتیدمون که دو تا از درسا مال ایشونه
واقعا سختگیرند و منابع درسشونم نامحدود
برآورده کردن انتظار ایشون برای کسب نمره واقعا سخته
سه تا درس دیگرم که دوتاش مال یه استادمونه
یکیشم یه استاد دیگه مجموعا 5 تا
که اونام کمی از اولی ندارن
و آزمون شفاهی و در حد یک سمینار پر و پیمون برای هر درسی باید مسلط بود
یعنی خودم این نظرو دارم و تا اینجوری مسلط نشم نمیتونم برم برای آزمون
البته فعلا که نمره زبان ندارم و معلوم نیست ایندفعه سوالاش خوب باشه
پس اینا همش در حد حرفه ...
خلاصه که اردیبهشت دوست داشتنی من بدجوری رو مود غمه....
امشبم دیدم به مودم میخوره شیار 143 رو نگاه کردم و
یه دل سیر با الفت قصه اشک ریختم
پ.ن: میلاد حضرت علی (ع) روز پدر و هفته معلم و با تاخیر تبریک میگم
برای بابا هم یه قاب عکس خریدم و چند تا از عکساشو در حالات متفاوت
در یک عکس گذاشتم
خیلی خرج میکنم واقعا دستم درد نکنه
پ.ن: خیلی از حرفای نگفتست که محرمش فقط و فقط صندوفچه ی دلته
حرفایی که گفتنی نیست و حتی از جنس حرفهای وبلاگی هم نیست
خیلیاشم از جنس حرفهای وبلاگین اما .... ترجیح میدم نگم
شایدم رمزی کنم بعضی از مطالبمو نمیدونم...
پ.ن: اینقد هوا خوبه! دلم میخواست این دلواپسیا نبود راحت میرفتم پیاده روی
ولی وقتی یه استرسی با آدمه کلا همه چیز تحت الشعاع قرار میگیره
پ.ن: زندگی همین لحظاتیه که داره میگذره
مطمانم در آینده دلم برای همین لحظاتمم تنگ میشه همینایی
که میگم کاش زود بگذره، چون تجربه کردم
تو همین لحظات هم باید با عشق زندگی کرد
منتها نیاز به تمرین داره ، منو از دعا فراموش نکنید 
وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ