دی ماهِ تلخ
بسم الله الرحمن الرحیم
دلم غمگین بود
با حوادث اخیر سوگوارتر شد
و چه تلخ شده در سالهای اخیر
دی ماهی که همواره برام نماد پاکی و آرامش بود

خداوندا به خانواده هاشون صبر عنایت کن
پروردگارا کمک کن زیر آوار طاقت بیارن
روحِ رفتگان رو قرین آرامش کن
پ.ن: اینروزا همش به این فکر میکنم که خیلی وقت کم دارم
برای همه ی اون چیزایی که تو ذهنمه و دوست دارم به انجام برسه
نتیجه این فکرا میشه یه سری کارای ناتموم بی سرو سامون
که بر گرفته از ذهن آشفته امه
اما یه چیزی ته دلم میگه به همه ی چیزایی که فکر میکنم
شاید اندکی با تاخیر و یا شاید به همین زودیا میرسم
فقط باید کمی صبر و البته تلاشم رو زیاد کنم
همین که جرقه اش خورده و در جهتش گام برداشتم یعنی یک قدم
باید ذهن رو برای جذب خواسته ها پرورش داد باید روی یک هدف و اصلیترینش
متمرکز شد و اون رو به اتمام رسوند تا آشفته بازار درست نشه
در حال حاضر اولویت من رساله است
خداوندا مشکلات سر راهم رو بردار
من ایمان دارم خداوند اونچه رو که من بهش احتیاج دارم سر راهم قرار میده
همونطوری که تا الان قرار داده
الهی به امید تو
پ.ن: شروع کار پایان نامم افتاد عقب به دلیل پاره ای از مشکلات حداقل یک ماه
چقد حرص خوردم
پ.ن: دلم میگیره از بی معرفتی بعضیا
کسایی که حتی فکرشم نمیکنی
اما یه دفه به راحتی آب خوردن رنگ عوض میکنن
پ.ن: هیچ وقت فکرشم نمیکردم یه وقتی مثل حالا
اینقد تحت فشار و درگیری ذهنی باشم در حدی که بیقرارم کنه
ثبتش میکنم که یه روزی همین روزا که دلواپسی ها تموم شدن
بیامو بخونم و خدارو شکر کنم
پ.ن: نرجس خاتون جون امروز از حرم امام رضا جانم به تلگرامم پیام فرستاد
که به یادم بوده، ممنونم ازت خاتون مهربون، زیارتت قبول!
خانم دکتر نیلگون جون هم که رفته بودند همینجا برام پیغام گذاشتند
چه رفقای عزیز دلی
احساس میکنم یه وقتایی مثل الان که اینقدر غرق احوالات خودم میشم
که از آستان این خانواده دور میشم خداوند بنده های عزیزشو واسطه
میکنه که اسم منم اونجا برده بشه
گمونم امام رضا با شنیدن اسمم بگن ایشون و میشناسم
از بس که من بی وفام
برداشت آزاد : بعد از اعلام فوت آقای هاشمی
خوابگاه از صدای جیغ و داد بچه ها رفت رو هوا
صرفا به این دلیل که امتحانات لغو شده
شاید چون من امتحان نداشتم برام قابل درک نبوده
شریک نوشت: نکته بعدی از شریک زندگی اینه که با هم رفیق باشیم
به قول امروزیا تو زندگی مثل بی اف &جی اف باشیم برای هم
و هر دو تلاش کنیم که این رفاقت در تمام طول زندگی پا برجا بمونه
این بخش شریک نوشت به تازگی اضافه شده
برای خودم و جوونای در شرف ازدواج و زوج های جوون که ازینورا رد میشن
پ.ن: دیشب عروسی دخترعمه ام بود، آخر هفته عروسیِ پسر یک
دخترعمه دیگرم هست که با دختر خوهرش ازدواج کرده(پسرخاله دخترخاله)
خیلی پیچیده شد نه
و در نهایت 15 بهمن عروسی یک دختر عمه ی دیگرم
من لباس چی بپوشم آخه این همه عروسی پشت هم
پ.ن: آرامشی که خرید درمانی بهم میده
هیچ درمان دیگری نداره
فلذا
یا رب از ابر هدایت برسان بارانی
پیشتر زان که چون گردی زمیان برخیزم
وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ