بسم الله الرحمن الرحیم  

پاییز خود را چگونه می گذرانید؟  

مثل همیشه درس 

یعنی چند وقت پیشا به خواهرم میگفتم که به یاد ندارم از وقتی  

تو ازدواج نومودندی و محمد آقا دومادمون شده بودندی  اون بنده 

خدا یک بار مرا در حالت فراغت دیده باشد 

یعنی یادمه شب عقدشون وسط امتحانات پایان ترم دوره کارشناسیم بود  

و من چقد دلمشغولی و استرس داشتم

حالا نه اینکه من دائِم در حال درس خوندن باشمها 

ولی خب اونایی که درگیر درس و تحصیلند میدونند که 

حتی اگر بیکار و در حال تفریح هم باشی بازم حجم وسیعی از ذهنت  

درگیر درس و کارای عقب مونده است .....  

شروع کار این وبلاگ هم که از ابتدای دوره ارشدم بود و خب اینجا هم ب درسم گره خورده

الانم که درگیر پایان نامه و نوشتن مقاله isi  و البته یک طرحی که  

 استاد راهنمای دومم تو شهر خودمون 

پیشنهاد داد و تا همین دیروز سر کارای عملی اون بودم  

و البته تجربه خوبی بود برام خداروشکر میکنم 

هر چند با تیپهای جدیدی از شخصیت ها آشنا شدم، کلا کار کردن تو محیط های متفاوت 

اشخاص خاصی و سر راه آدم قرار میده که تو در میمانی و انگشت تحیر بر دهان میگیری 

که واعجبا ازین همه تنوع شخصیت که خداوندگار آفریده!!!

و اما... 

پاییز را خوش است اگر یار یار من باشد   

اگر چه یاری موجود نمی باشد اما خب همونجوری این شعر را  

اینجا گفتندمی تا بگویم چقدر این اوایل پاییز هوا بس ناجوانمردانه دونفره است  

و بد جوری این حال و هوا در دل من میتازد هر چند در روزهای آفتابی پاییز 

که باد ملایمی هم وزیدن میگیرد همون یک نفره خویشتن خویش را 

تحویل گرفته و کلی انرژی به خود تزریق مینمایم  

کلا خیلی با هوای بارونی حال نمیکنم   

و اینکه... 

 مینویسم اما تو انیستاگرام  

اینجا هم ک بعید میدونم کسی من و بخونه 

و اما... 

 یار تویی غار تویی....دانه تویی دام تویی باده تویی جام تویی یا صاحب الزمان  

 

چقدر دلم پیاده روی اربعین میخواست ، نجف که بودیم موقع برگشت 

وقتی داشتم از پله های هواپیما بالا میرفتم رو اون اخرین پله دلم خیلی  شکست 

آخه هنوز سیر نشده بودم و  یه قراری با مولا جانم گذاشتم  

و شنیدم دست رد به سینه کسی نمیزنند ،چه همان دیدن و زیارت مرقدشان 

منتهای آمال من است ....آقا جان میخوام بگم 

قرارمون یادت نررره، یادت نره دوست دارم، خیلی دلم تنگه برات 

قرارمون ساعت عشق، کنار دلشوره زدن، کنار دلواپسی و ترس یه وقت نیومدن 

قرارمون یادت نره ...دیر نکنی منتظرم

 

 خدا نوشت: خداوندا یه سرعتی در اجابت دلخواسته هام بده عزیز دلوم  

پارتی من در زندگی تویی دستمو بگیر که هیچکجا محتاج خلقت نباشم

قربون اون حکمتت بشم من تسلیم و راضیم ب رضای تو مراقبم باش مثل همیشه 

شکرت بابت همه چیز ، میدونم محب واقعی نیستم اما همین اندک حسم به اهل 

بیت رو شفیع من قرار بده یا الرحم الراحمین