آنکه اسیر دست سرنوشت است زندگی را چگونه می بیند، لذت را چگونه به تصویر

می کشد، شب را با کدام امید به بستر می رود و روز را چگونه آغاز می کند؟و آنکه با

سرنوشت به نبرد بر میخیزد ، اسارت را چگونه پس می زند و زندگی کردن را چگونه

انتخاب می کند؟شاید او میداند تسلیم سرنوشت شدن چه عواقبی به دنبال خواهد

داشت و سعی می کند با تمام وجود با آن به نبرد برخیزد، گذشته را فراموش کند و

آینده را مطابق با خواسته هایش بسازد.

 

و در این راه نخست باید انتخاب کند.انتخابی ما بین آنچه بدان خو گرفته و آنچه بدان

نیاز دارد، مطلوب اوست و به زندگیش معنا می بخشد. و برای این کار باید نامی به

زندگیش، به هدفش، به خواسته اش و به آینده اش بدهد.نامی که برای آن به نبرد با

سرنوشت خواهد پرداخت و سرانجام با قدرت و اراده پیش خواهد رفت و در خواهد

یافت که وقتی انسانی طالب چیزی باشد تمام دنیا دست به دست هم می دهند تا

او به خواست خویش برسد.