مژده وصل
میشود این رمضان موعد فردا باشد
آخرین ماه صیام غم مولا باشد
میشود در شب قدرش به جهان مژده دهند
که همین سال ظهور گل زهرا باشد
میشود این رمضان موعد فردا باشد
آخرین ماه صیام غم مولا باشد
میشود در شب قدرش به جهان مژده دهند
که همین سال ظهور گل زهرا باشد
شاید برای همه شما لحظات سختی تو زندگیتون پیش اومده که تو اون
لحظات حس کردید که هیچ کسی جز خدا نمی تونه به دادتون برسه. برا
همینم اگه یه اندک اعتقادیم ته دل آدم باشه دست به دعا می شه و
حاجتشو از خدایی میخواد که خواسته ما آدما در برابر عظمتش ناچیزه.اما
همونطور که مولا علی (ع) می فرمایند ...
سال گذشته ماه رمضون بود که وبلاگمو راه انداختم.آرشیوو میخوندم دیدم بد نیست این مطلبی که نوشته بودمو دوباره آپ کنم.برا یاداوری خودم.
آنکس که به شدت گرفتار دردی است، نیازش به دعا،بیشتر از تندرستی که از بلا در امان است ، نمی باشد.
کتاب ترجمه نهج البلاغه محمد دشتی
ای سبکبال در این راه شگرف ،در دعای سحرت،در مناجات و خدایی شدنت هرگز از یاد مبر:
من جا مانده بسی محتاجم
بالاخره مهمونی شروع شد.از همه اونایی که خیلی خوب خودشونو برا مهمونی آماده کردن و همه اونایی که تحت تاثیر لطف وصف ناپذیر میزبان تو مهمونی قرار میگیرند میخوام که منو از دعا فراموش نکنند.از میزبان عزیز این مهمونی از ته دلم میخوام که هدیه های ناچیز همه مهموناشو قبول کنه،هر چند شاید بعضیا مثل من در حد وسعشونم تلاش نکردن .از ته دلم میخوام همه رو تو مهمونی بپذیره و یه گوشه چشمیم به من نگاه کنه.
برای دوست خوبم نویسنده وبلاگ شب بو(بابا طاهر)
گفتی : غزل بگو ! چه بگویم ؟ مجال کو ؟
شیرین من ، برای غزل شور و حال کو ؟
پر می زند دلم به هوای غزل ، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست ، بال کو ؟
گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو ؟
تقویم چارفصل دلم را ورق زدم
آن برگهای سبز ِ سرآغاز سال کو ؟
رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
حال سوال و حوصله ی قیل و قال کو
حرفهای ما هنوز ناتمام
تا نگاه می کنی :
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی !
پیش از آن که با خبر شوی
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود
آی …
ای دریغ و حسرت همیشگی!
ناگهان
چقدر زود
دیر می شود !
*****
قیصر امین پور
بازم استرس همراه خوشحالی.![]()
بازم یه ذوق و شوقی که از ته قلبت نشات میگیره که با یه کم نگرانی همراهه
.امسال باید چه جوری تو این مهمونی شرکت کنم.مگه میشه استرس نداشته باشم.این مهمونی همه چیش با بقیه مهمونیا فرق داره.از میزبانش تعریف کنم که حرف نداره و همه ساله سنگ تموم میذاره یا از مهموناش که هر کدوم سعی میکنن تا اونجا که میتونن به بهترین نحو تو مهمونی شرکت کنن.حتی چند روز مونده به مهمونی برای حضور تو مهمونی تمرین می کنند.ولی ،ولی من از تکرار متنفرم.دلم نمیخواد امسالم مثل سال قبل باشم.میخوام متفاوت باشم.دلم میخواد تک باشم.بدرخشم.راستشو بگم؟
دوست دارم نظر میزبانو به خودم جلب کنم.چی کار کنم.![]()
شما بگو چه کار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام به دوستان گلم
از آخرین پست آشپزیم خیلی وقته گذشته.بعضی دوستان انتقاد داشتن آشپزی چه ربطی به موضوع وبلاگت داره.خب من خیلی به آشپزی علاقه دارم دوست دارم از هنرهام دوستانم هم لذت ببرند(آخر اعتماد به نفس).![]()
از اولم هم گفتم تو وبلاگم هر چه بخواهد دل تنگم مینویسم.
خلاصه بریم سر اصل مطلب .این دفعه برخلاف قبلیا خبر از غذای محلی نیست .چند شب پیش که مهمون داشتیم یه چیز خوشمزه به قول بعضیا از خودم در وکردم به اسم "مرغ تنوری" خوشمزه بود
مواد لازمشو بنویسید لطفا:
مرغ نصف سینه
(میدونم گرون شده) برا همین نصفش کردم![]()
قارچ ۳۰۰گرم
فلفل دلمه ۱عددمتوسط
چیپس نصف بسته
سس مایونز ۲قاشق غذاخوری(بیشتر نریزید کالریش بالاست)
پیاز داغ ۳قاشق غذا خوری
پنیر پیتزا یک بسته
سس سفید یک پیمانه
حالا بریم بپزیمش ،غذایی بپزم انگشتاتم باهاش بخوری![]()
اول سس سفید:سه قاشق غذاخوری آردو با کره تفتش بدید بعدم بهش ۲ لیوان شیر اضافه کنید بذارید غلیظ بشه .
مرغو با پیاز آبپزش کنید بعد پختن ریش ریشش کنید.ته ظرفتونو با سس سفید آغشته کنید.مرغ ریش ریشو با پیاز داغ و بعدش با سس مخلوط و روی سس سفید بریزید.بعد روش یه کم سس سفید و با قارچهای ورقه شده سطحشو بپوشونید روی قارچ هم فلفل دلمه نگینی شده بریزید روش یه مقدار خیلی کم پنیر پیتزا بریزید.سطح این موادو با چیپس بپوشونید و سطحشو با پنیر پیتزا کاملا بپوشونید.بعدم بذاریدش تو فری ،ماکرو فری،توستری.زمان بدید پنیراش آب بشه.غذای شما آمادست.نوش جونتون.![]()
بزگترین گناه ترس است
بزرگترین تفریح کار است
بزرگترین بلا نومیدی است
بزرگترین شجاعت صبر است
بزرگترین استاد تجربه است
بزرگترین اسرار مرگ است
بزرگترین افتخار ایمان است
بزرگترین سود فرزند نیک است
بزرگترین هدیه گذشت است
بزرگترین سرمایه اعتماد به نفس است
آنگاه که اندوهگین شوم تو سازو برگ منی،
هنگامی که محروم شوم تو مقصد و ماوای منی،
اگر گرفتار اندوه بسیار شوم تو دادرس منی.
امام سجاد(ع)