بسم الله الرحمن الرحیم
از لیست زیر که جز دوست داشتنیهای زندگی منه کلی انرژی مثبت میگیرم
و کلی حس خوب میاد سراغم، شاید خیلیاش الان تو ذهنم نباشه
ترتیب هم رعایت نشده درهم برهمه
۱- تماشای آسمان یک شب پر ستاره (این تصویر، تصویر محبوب همه
سالهای زندگیمه که تو شمال کمتر میبینیم،
یادمه ۵-۶ سالم که بود مهدکودک میرفتم یه جامدادی داشتم رنگش آبی نفتی بود
با یه عالمه ستاره زرد، اووووووووووف یعنی دلم لک زده برا اون جامدادی) کلا ترکیب
رنگهای آبی نفتی و زرد کنار هم، یشمیو نارنجی، سرخابی و فیروزه ای
و عاشق خالق این همه زیبایی
*


۲-بهار، بهار نارنج و قرار گرفتن در فضایی آکنده از عطرش*
۳-خوابیدن روی تشک سرد زیر پتو گرمو نرم
*

۴- خوابیدن و بیدار شدن با صدای چهچه پرنده ها مخصوصا تو بهار*

۵- آشپزی (عاشقشم اعم از سنتی و مدرن و من درآوردی،
البته گاهی حوصلشو ندارم انجام نمیدم البته دوس داشتنش دردسره چون تپل میشی
ایضا از ظرف شستن متنفرم ) *

۶- دکوراسیون داخلی ترجیحا خونه اش ویلاییه مد نظر خودم باشه
وسائل تزیینی و جینگولی (آخ! میمیرم براش، حیف که باید خروارها پول داشت!)*
۷- طراحی لباس(البته فقط دوس دارم طرح بدما، از خیاطی و بافندگی و قلاب بافی ....
خوشم نمیاد فقط طراحی مدل ، از اتو کردن متنفرم چه ربطی داشت؟
) *
۸- رنگ کردن مو( حیف که قدر منو نمیدونن به جای تشکر
میگن مگه موهای ما موش آزمایشگاهیه که میخوای هنرت رو روش خالی کنی، 
ولی بعد که خوب میشه از حرفشون پشیمون میشن، بعد منم میگم دستمزدمو بدین
همینو باید یه عالمه به آرایشگاه میدادینا اما دریغ از یک یه ریالی
*
۸- موسیقی و اشک ریختن با آن(به فراخور حالم ملایم و شاد)
*
۹- گوش دادن به موسیقی در اتومبیل در حال حرکت البته با صدای بم در شب *
۱۰- مسافرت هر کجا که باشه*



۱۱- اینترنت *

۱۲- لب تابم*

۱۳- علیرضا ترجیحا وقتی شیطون نیست
و بوسیدنش
*

۱۴- وبلاگم و خوندن وبلاگ های مورد علاقه *
۱۵- روزهای آخر اسفند و بوی عید و هفت سین*

۱۶-سینما و دیدن فیلم ترجیحا از نوع معنا گرا و درام و رمانتیک
و جنایی
*
۱۷- کلاس زبانم*

۱۸- دیدن آلبوم عکس خودم و بقیه*

۱۹- عطر و ادکلن *
۲۰- نوشتن ،منظورم نویسندگیه *
۲۱- ماه رمضون علی الخصوص وقت افطار
*

۲۲- تدریس*

۲۳- کوه و جنگل و دشت و دمن و گل و تنفس عمیق در این فضا *
۲۴- ماساژ
*
۲۵- انجیر و پرتقال و آب پرتقال و ماست پرچرب وکاکائو ترجیحا هوبی و
تک تک البته نه ازین ویفریاش و شیرکاکائو و لواشک پذیرایی
و گل کلم شورو ترش و پاستیل وهمه غذاهای دستپخت مامانم
وخودم و بستنی زعفرانی و نون خامه ای و دانمارکی
وآش رشته با کشک و پیاز داغ فراوون به قول یکی از دوستان و پلو نذری
*














۲۶- مطالعه در حد معمول به صورت درازکش و خوندن تاریخ و ایضا
بوی کتاب البته از نوع غیر درسی (درسی یاد امتحان میندازتم) *
۲۷- فرو رفتن تو رویاهام و کلا حال و هوای رمانتیک *


۲۸- رستوران جهت تنوع*

و ....
شما هم اگه دوست دارین چندتا از دوست داشتنیهای ذهنتونو بگین
پ.ن: کاش میشد تو حال زندگی کنیم و غصه آینده رو نخوریم و
واقعا از داشته هامون لذت ببریم
پ.ن: علیرضا هر کتابی که دستش میاد مخصوصا اگه قطور باشه میگه: بیشینم قورآن بخونم
بعد یه بسم اللهی میخونه در حد عبدالباسط،
ترانه "رعنا گوله" به زبان گیلکی رو هم تازه یاد گرفته میخونه
بچمون همه فن حریفه
یعنی آدم دلش میخواد بخوره این بچرو
بس صداش قشنگه
پ.ن: التماس دعا در این ایام عزیز ماه رجب