عیدتون مبارک

 نماز روزه هاتون قبول

 پیروزیتون بر نفس اماره به کامتون

 

 

 

دعای جمعه آخر ماه مبارک رمضان

از جابربن عبدالله انصاری روایت کرده اندکه گفت:رفتم به خدمت حضرت رسول(ص) در جمعه آخر ماه رمضان چون نظر آن حضرت به من افتاد فرمود که ای جابر این آخرین جمعه است از ماه مبارک رمضان پس آنرا وداع کن و بگو:

اللهم لا تجعله اخر العهد من صیامنا ایاه فان جعلته فاجعلنی مرحوما و لا تجعلنی محروما

پس بدرستیکه هر که این دعا را در این روز بخواند از دو خصلت نیکو ظفر می یابدتا به رسیدن به ماه رمضان آینده یا به آمرزش خدا و رحمت بی انتها

طرز تهیه یه غذای ساده و خوشمزه

املت مرغ

مواد لازم

 

مرغ                       250گرم

          گوجه فرنگی            5عددمتوسط

تخم مرغ                  2عدد

           پیاز                         3عددمتوسط

                نمک،فلفل وزردچوبه    به میزان لازم

 

طرز تهیه:بعد از سرخ کردن پیاز در روغن ، زرد چوبه را اضافه،مرغ را که به تکه های کوچک کبابی تبدیل کرده ایم با پیاز تفت داده در این مرحله کمی نمک به مرغ اضافه، بعد گوجه فرنگی را می افزاییم.بعد در تابه را گذاشته تا مرغ و گوجه فرنگی پخته شوند.بعد پخته شدن مابقی نمک و فلفل را اضافه میکنیم.در انتها دو عدد تخم مرغ را اضافه و با بقیه مواد هم میزنیم.املت مرغ بعد پخت تخم مرغ ها آماده است.

دل نوشته

تورا بخاطر دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جاي همه کساني که که نشناخته ام دوست مي دارم    
تو را به جاي همه روزگاراني که نمي زيسته ام دوست مي دارم
براي خاطر عطر نان گرم و برفي که آب مي شود
و براي خاطر نخستين گلها
تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم
تو را به جاي همه کساني که دوست نمي دارم دوست مي دارم
سپيده که سر بزند در اين بيشه زار خزان زده
شايد دوباره گلي برويد شبيه آنچه در بهار بوييديم
پس به نام زندگي هرگز مگو هرگز …

تو را دوست مي‌دارم

تو را به جاي همه مرداني که نشناخته‌ام دوست مي‌دارم
تو را به جاي همه روزگاراني که نمي زيسته‌ام دوست مي‌دارم
براي خاطر عطر گسترده بيکران و براي خاطر عطر نان گرم
براي خاطر برفي که آب مي شود،براي خاطر نخستين گل
براي خاطر جانوران پاکي که آدمي نمي‌رماندشان
تو را براي خاطر دوست داشتن دوست مي‌دارم


جز تو ، که مرا منعکس تواند کرد؟من خود،خويشتن را بس اندک مي‌بينم.

بي تو جز گستره بي کرانه نمي بينم
ميان گذشته و امروز.
از جدار آينهَ خويش گذشتن نتوانستم
مي‌بايست تا زندگي را لغت به لغت فرا گيرم
راست از آنگونه که لغت به لغت از يادش مي‌برند.

تو را دوست مي دارم براي خاطر فرزانگيت که از آن من نيست
تو را براي خاطر سلامت
به رغم همه آن چيزها که به جز وهمي نيست دوست مي‌دارم
براي خاطر اين قلب جاوداني که بازش نمي‌دارم
تو مي پنداري که شکي ،حال آنکه به جز دليلي نيستي
تو همان آفتاب بزرگي که در سر من بالا مي‌رود
بدان هنگام که از خويشتن در اطمينانم.

 

ترانه ها

 

 

 

 

در عمق روحم، ترانه هایی است که تمایل ندارند ظاهر لغات را به خود گیرند.ترانه هایی که همانند بذر در دلم زندگی می کنند.

آنها با دوات بر روی کاغذ جاری نمی شوند.مانند حبابی نیمه شفاف،با عواطفم سرشته شده اند و هرگز نمی توانند به شیرینی بر زبانم جاری شوند.

پس چگونه میتوانم آنها را نجوا کنم؟

برای چه کسی آنها را بخوانم در حالی که به زندگی در کلبه روحم، عادت کرده اند و از ناگواری و ناملایمی دیگر گوشها می هراسند.

اگر در چشمانم بنگری، تصویر تصویر آنها را خواهی دید و اگر سر انگشتانم را لمس کنی،حرکت سریع آنها را حس خواهی کرد.فعالیت دستانم، آنها را چنان آشکار می سازد که گویی دریاچه ای بارقه ستارگان را منعکس می سازد.

اشکانم،آنها را چنان افشا می سازد که گویی اسرار گلبرگ های رز هنگامی که گرما دانه ژاله ای را متفرق می سازد، بر ملا شده است.

ترانه ها، در سکوت می گسترند ودر همهمه، اجتماع می کنند.در رویاها، پژواک می یابند و در بیداری پنهان می گردند.

آنها،ترانه های عشق هستند. ای مردم!

کدامین پیامبر این مزامیر را خواهد خواند؟

آنها از شمیم یاسمن نیز خوشبوترند.

آنها از کدامین حنجره بیرون خواهند تراوید.

آنها از باکره گان هم عفیف ترند.

کدامین ویولون آنها را خواهد نواخت؟

چه کسی می تواند غرش دریا و آواز هزار دستان را با هم بیامیزد؟

چه کسی می تواند آه یک کودک را با تندر غران پیوند دهد؟

کدامین جسم می تواند ترانه های خدایان را بخواند.

                                                                                               جبران خلیل جبران

کلام مولا

پرهیز از ستمکاری

سوگند به خدا ! اگر تمام شب را بر روی خارهای سعدان به سر ببرم،یا با غل و زنجیر به این سو و آن سو کشیده شوم، خوشتر دارم تا خدا و پیامبرش رادر روز قیامت، در حالی ملاقات کنم که به بعضی از بندگان ستم کرده، وچیزی از اموال عمومی را غصب کرده باشم.چگونه بر کسی ستم کنم برای نفس خویش،که به سوی کهنگی و پوسیده شدن می رود، ودر خاک، زمانی طولانی اقامت می کند؟

عشق در مغز

Love in the brain

 

بررسی عشق از منظری متفاوت ( فیزیولوژی )

سلام  به دوستان عزیزم .امشب می خوام یه کمی راجع به یه احساس خاص به اسم عشق صحبت کنم.چیزی که بیشتر شماها تو وجودتون حد اقل یه بار تجربه کردید.میگم شما چون میدونم بیشترتون جوونیدو اهل دل. یا  اینکه حد اقلش تو خاطره جوونیتون این احساس قشنگ بوده. اما من می خوام این احساس و از دید گاه رشته خودم بررسی کنم(ارشد فیزیولوژی جانوری) .البته میدونم نگاه کردن به عشق از دید علمی یه کم ممکنه غیر رمانتیک به نظر بیاد. اما اگه مابخواهیم از این دیدگاه این احساس عجیب و بررسی کنیم به خیلی چیزا در مورد خودمون پی می بریم. اینکه اصلا عشق چه جوری ایجا د می شه.شروعش با چیه. چه اتفاقی میفته که ما یه جورایی میشیم بعدم اسمشو می ذاریم عاشق شدن.تو این مبحث من عشق و بیشتر از دیدگاه جایگاهش تو مغز بررسی کردم.این مبحث سمینار درس CNS ام هست که تو دوره ارشد اون ترم  ارائه اش دادم. جالبه همه ما عشق و بیشتر از جنبه های رمانتیکش بررسی کردیم. اما اگه بدونیم وقتی عاشق کسی میشیم چرا قلبمون تند می زنه یا چرا وقتی کنار معشوقمون هستیم احساس آرامش می کنیم و یا چرا وقتی معشوقمون و از دست میدیم، به نوعی افسردگی میاد سراغمون و دیگه اون شادابی و طراوت و شور زندگی و هیجانات خاص باهامون نیست خیلی میتونه کمکمون کنه در فهم و درک وضعیت روحیمون. بخونید امیدوارم خوشتون بیاد

عشق و دوست داشتن در مغز :

آیا مغز با بروز رفتار یکسان ومعادل است؟برخی افراد استدلال می کنند که در بیان وبروز رفتارها با مشکل مواجهند.زیرا آن ها معتقدند که مغز کوچک وجزئی انسان ،هیجانات واحساسی را کنترل می کند که بیشتر آن ها مثل عاشق شدن،نامحسوس هستند...

ادامه نوشته

لنگرود (چمخاله)

شهر من لنگرود

طرز تهیه شامی

سلام.میخوام براتون طرز تهیه یه غذای سنتی خوشمزه، مخصوص سفره های افطار گیلان رو آموزش بدم. درست کنید و بخوریدو لذت ببرید.                                       

مواد لازم برای تهیه شامی

گوشت                          250گرم

لپه                                250گرم

پیاز                             1عدد متوسط                                 

تخم مرغ                       به میزان کافی

سیب زمینی                   یک عدد

گردو آسیاب شده             دو قاشق غذا خوری

سبزیجات معطر             دو قاشق غذا خوری

نمک و فلفل و زردچوبه   به میزان لازم

 

 

ابتدا گوشت و پیاز را  در یک قابلمه و لپه و سیب زمینی را در قابلمه ای جداگانه  می پزیم ( گوشت باید به میزان ریش ریش شدن پخته شود. ) بعد پخته شدن ،گوشت را با گوشت کوب، می کوبیم که کاملا ریش ریش شود.لپه و سیب زمینی پخته شده را دو بار با چرخ گوشت چرخ کرده تا کاملا له شوند، سپس گوشت و لپه و سیب زمینی را کامل با هم ورز داده تا مخلوط یکدست کشداری (به دلیل وجود گوشت ) حاصل شود.نمک و فلفل و زردچوبه و گردوی آسیاب شده و سبزیجات معطر را به سایر مواد اضافه میکنیم. تعداد تخم مرغ، بسته به فرم خمیر متفاوت است (تعدادی اضافه میکنیم که خمیر شل نشده و بتوان آنرا با دست جهت سرخ شدن شکل داد. )  مقداری از خمیر را در دستمان به شکل گرددر آورده سپس در کف دست پهن کرده در وسط آن  توسط انگشت سوراخی ایجاد میکنیم .و آنرا داخل روغن داغ سرخ مینماییم.